تبليغاتX
عاشق حضرت استاد محمد رضا شجريان
 دو تصوير از زندگي
امروزه پول يعني همه چيز
( دو تصوير از زندگي )

تصوير شماره‌ي يك
پسرك با پدر و مادرش به بازار رفته است ناگهان مي بينند پسر در كنار آنها نيست و به پشت ويترين مغازه‌ي ساز فروشي رفته و با حسرت تمام به سازهاي پشت شيشه زل زده است و طوري به آنها خيره شده است كه مي شود شوق و اشتياق وصف ناشدني‌اش را به موسيقي فهميد . عاشق ساز و موسيقي است ، به پدرش مي گويد : " بابا برام اين ساز رو مي خري ميخوام برم كلاسش و ياد بگيرم آخه خيلي دوست دارم " پدر بهانه مي آورد و مي گويد : " پسرم الان بايد درستو بخوني ، اينجور چيزا ماله مطرباست " پسر كه ميداند پدر پولي براي دادن به ساز و خرج در راه موسيقي ندارد بيشتر از اين اصرار نمي كند و از طرز تفكر پدرش هم نسبت به موسيقي بسيار تاسف مي خورد و همچنان آرزوي داشتن ساز را در ذهن خود مي پروراند. در خيالات خودش با سازي خيالي زندگي مي كند و هر روز بعد از مدرسه به همان مغازه‌ي ساز فروشي ميرود و از پشت درب مغازه به سازها مي نگرد و گاه گاهي هم كه از مغازه صدايي به گوش ميرسد با تمام اشتياقش به آن گوش مي دهد ولي با نااميدي ، چون اين را خوب مي داند كه مشكلات زندگي آنقدر زياد و متعدد هستند كه موسيقي اصلا جايي در اين بين پيدا نمي كند و علنن از بين مي رود و در روياهاي يك كودك كم كم به فراموشي سپرده مي شود و مشكلات پياپي زندگي جايگزين آن مي شود و انگيزه و استعداد اين كودك سركوب مي شود .

تصوير شماره‌ي دو
پسرك با پدرش به بازار رفته است ناگهان چشمش به گيتاري كه در پشت ويترين مغازه‌ي ساز فروشي خوش جلوه ميكند مي افتد و با پدرش به داخل مغازه مي روند و علاوه بر آن گيتار زيبا چند ساز ديگر هم خريداري مي كنند

و به خانه مي برند تا پسرك كه از اين آلات موسيقي خوشش آمده ، اتاقش را با آنها تزيين كند بي آنكه نام بعضي از آنها را تا به حال شنيده باشد!!! مادر وقتي ميبيند كه اتاق پسرش با اين سازها چقدر زيبا شده است تصميم ميگيرد كه سازي خوب و گران قيمت هم براي تزيين پذيرايي منزل تهيه كند با همسرش به مغازه‌ي ساز فروشي ميروند و مادر خانه چنين ميگويد كه : " آقا يه ساز با كلاس ، چشم كور كن مي خوايم " فروشنده هم پيانو را پيشنهاد مي كند كه سازي گران و البته به قول مادر خانه با كلاس است و قيمتهايش هم از 2 الي 3 ميليون تومان به بالا . بالاخره سفارش خود را ميدهند و پيانويي با قيمت 40 ميليون تومان خريداري ميكنند .
اين پيانو هم اكنون در منزل اين خانواده است و هر روز خدمتكاري دستمالي بر سر و رويش مي كشد تا مبادا گرد و خاكي بر آن بنشيند. وقتي از مادر خانه سوال ميكني كه ايا كسي در منزل شما پيانو مي زند كه چنين مبلغي را بابت خريد اين ساز هزينه كرده ايد ؟ مي گويد : " نه .... ما كه نمي تونيم 2 كيلو طلا بخريم بزاريم تو طاقچه بعد هر كي اومد بفهمه ما با كلاسيم و پولدار ، به جاش يه پيانو مي خريم 40 ميليون كه هم بزرگه هم با كلاس "

پي نوشت :
اين مسائلي كه در بالا ذكر شد را به واقع و وفور در جامعه ميتوان يافت و نمونه هايي از آن را اينجانب مشاهده كرده ام و اين سوال در ذهنم مطرح شد كه جواب آن استعدادهاي سركوب شده‌ي كودك با استعداد را چه كسي بايد بدهد ؟



lمنبع : آواي دل

www.avayedel.ir

::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:15 :::
Template Redesign By Majid.Y