تبليغاتX
عاشق حضرت استاد محمد رضا شجريان
 آوای نــــــــــــــی در نـــــــــــــــــــــــوا

گزارش اختصاصی آوای دل از آخرین شب برگزاری کنسرت مشترک درویشی و علیزاده

http://avayedel.ir/files/images/Concert/alizadeh_darvishi/avayedel_alizade_konsert5.jpg

شاید بتوان یک از دلایلی را که مردم با کلیدر ارتباط مناسب و آن طور که باید و شاید را برقرار نکردند یکنواختی صدادهی و نوایی بود که از دل ارکستر استخراج می شد تم اصلی قطعه و تنوع و بازی با اصوات در کلیـــدر دارای یکسانی خاصی بود . اگر راحت تر بخواهم بگویم شنیدن کلیـــدر برای مخاطب خستگی ذهنی عجیبی را به همراه داشت . نخواندن کتاب دولت آبادی هم می توانست یکی از دلایلی باشد که ارتباطی بسیار سخت و دشوار با مخاطب برقرار کردو همه می دانیم که این اثر اقتباسی  است از یک رمان. شاید بهتر بود زمان تحویل بلیت ها به جای آن همه فرم اشتراک مجله چند نسخه ای از کلیدر دولت آبادی (اگر چه قیمتش تا حدود زیادی بالاست و به اندازه بلیت همکف کنسرت بود ) را برای فروش قرار میدادند ،تا شاید اثر بخشی فراوان تری داسته باشد.کلیدر در 8 قسمت آماده شده بود و ارکستر اکراین با هماهنگی و انسجام خاصی آن را اجرا نمود در میان اجرا با نظر انداختن به جمعیت حاضر در سالن میشد حدس زد که درصد بیشتر افراد ارتباط خوبی با آن برقرار نکرده اند و حال و هوای دگری دارند.از این منظر هم میتوان به اوضاع نگاه کرد که شاید به دلیل کم برگزار شدن برنامه ارکسترال در ایران و آشنایی کمتر گوش ها با این نوع موسیقی و ساز بندی و صدا دهی ، مردم هنر دوست ما ترجیح می دهند که تکنوازی های بی بدیلی چون علیزاده را ببینند تا این که از منسجم بودن و قدرت ارکستر و اجرای جمعی گسترده لذت ببرند. پس از خاتمه هشت قسمتی کلیدر و به در خواست مسئولین کنسرت که قبل از شروع برنامه تقاضا داشتند تشویق ها پس از پایان تمامی قسمت ها باشد با تشویق حضار محمد رضا درویشی به روی سن آمد و متقابلا از حضار تشکر کرد و اینک زمان تنفس بیست دقیقه ای است و هم چون دیگر اجرا ها بیش از هر جا بوفه و فضای باز خارج  از سالن مملو از جمعیت است . قسمت دوم با قطعه (شیشه رنگی) از هوشیار خیام آغاز شد . ارکستر ولاد میر سیرنکو هم چنان همراهی میکند . به نظر میرسد اضافه شدن صدایی جدید پس از قسمت اول (هشت پارت کسل کننده ی  کلیدر) تنوعی را در اجرای این ارکستر نمایان سازد .
پس از شیشه رنگی ، عصیان که ساخته و تنظیم استاد علیزاده است با تکنوازی پیانوی خیام اجرا شد. صدای دلنشین پیانو اندکی شور از دست رفته مخاطبان را باز گرداند و همه را برای شنیدن نی نوای علیزاده آماده می کرد .زمانی که پاشا هنجنی با نی ای را که قرار بود در دستگاه نوا زده شود روی سن آمد هیجان عجیبی در حضار به وجود آمد و همه گوش ها عطش شنیدن نی نوا را در خود پرورانده بودند. قطعه ای که شاید یگانه انگیزه ی افرادی بوده که به این کنسرت بیایند. نی نوا با دنیایی از حس نوستالژیک نهفته ی درونش احساسات هر مخاطبی را به عالی ترین شکل ممکن در دست خودش رشد می دهد . نی نوا که ناریخ انقضایی برای آن تعریف نشده و غم با آن تعریف می شود و حس اندوه و ضجه و ناله در تفکر به نغمه های بر خاسته از این قطعه تفسیر میابد. نی ای که هم چون پتکی بزرگ و سنگین بر تمام وجود هر مخاطب با تامل و با شناختی نسبت به موسیقی اصیل و موسیقی حسین علیزاده می کوبد . با حرکات دست ولادمیر ارکستر شروع به نواختن میکند. حس غریبی تمام فضای سالن را فرا گرفت و زمانی که نفس گرم هنجنی در نی دمیده شد آوایی از سر درد، ظلمت ، تیرگی  به فغان بر خاست و دنیایی از تصورات را در ذهن مردم ساخت. نی نوا همانند کلیدر در بخش هایی به نام های درآمد ، نغمه ، جامه دران ، نهفت – فرود و رقص سماع  اجرا شد . تشویق حضار پس از پایان اجرای پاشا هنجنی بیشتر از اینکه تمجید از هنجنی باشد دعوتی بود از بزرگمرد آهنگسازی ایران.


گزارش کامل را به همراه عکس ها در آوای دل ببینید .

::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 11:45 :::
 ما نمي‌گوييم فقط سنتي!!! بهترين‌ها را انتخاب كن
ما نمي‌گوييم فقط سنتي!!!

http://avayedel.ir/mambots/content/mosthumb/thumbs/art_nemigoeim_only.jpg

اكثر افرادي كه به موسيقي پاپ علاقه‌مند هستند بر اين اعتقادند كه اهالي موسيقي اصيل فقط و فقط نوع موسيقي خودشان را قبول دارند و حاضر به پسنديدن آثار انواع موسيقي ديگر نيستند . آنها معتقدند كه وجود موسيقي پاپ در كنار موسيقي اصيل اصلا وجهه‌ي بدي نخواهد داشت . اخيرا به سايتي مراجعه كردم با نام موسيقي ما ، كه از مجموعه سايت‌هاي ما ( سينما ما ، تئاتر ما ، دانش ما ... ) بود . در صفحه‌ي اول سايت خبري مبني بر انتشار آلبوم جديد بنيامين قرار داده شده بود و درست در كنار آن خبري از كنسرت استاد شجريان . اين شماي سايت برايم كمي عجيب بود و جاي سوال برايم به وجود آورد تا اينكه در نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال طي صحبتهايي كه با مسئولين اين سايت انجام شد ، آنها دلايل خود را از اين حركت براي آواي دل اينچنين بيان نمودند : ضرورتي در تفكيك درج خبر و نقد‌هاي اين دو نوع موسيقي از هم نيست. مسئولين سايت اين مساله را با سينما مقايسه كردند و برايمان از وادي سينما مثال آوردند كه هيچ‌گاه خبرهاي عزت‌ا... انتظامي و محمدرضا گلزار از هم تفكيك نمي‌شوند . آنها اذعان داشتند كه بيشتر نقدهاي قرار داده شده بر روي سايتشان بر آلبوم‌هاي پاپ بوده است و در جهت پيشرفت اين نوع موسيقي. عقيده‌ي مديران سايت اين بود كه نوع موسيقي پاپ و سنتي (به گفته‌ي خودشان) در درج خبر نبايد جدا باشد زيرا اگر بر دو قسمت شود بازديد قسمت سنتي پايين مي‌آيد و آنها اين نوع طراحي را دليلي نيز بر تبليغ موسيقي اصيل دانستند كه اگر جواني به دليل وجود موسيقي پاپ به سايت سر زد و ديد كه به طور مثال آلبوم "يه شاخه نيلوفر" محسن چاوشي در صدر پرفروشترين هاي پاپ قرار گرفته بداند كه آلبوم همايون نيز در صدر پرفروشترين هاي سنتي‌ست و اگر محسن چاوشي هر از گاهي از ساز سنتي در آلبومش استفاده ميكند بدانند كه اصل آن در آلبوم هاي موسيقي اصيل وجود دارد .....

مطلب كامل را در آواي دل بخوانيد .
::: |+| نوشته شده توسط جواد در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 23:15 :::
 زادروز حضرت استاد
فريادت بر آسمان عشق جاودانه باد
نوشتن از كسي كه تمامي آشنائيم با موسيقي را مديون او هستم كاري بسيار دشوار است . هنرمندي به تمام عيار كه نشانه هاي كامل يك انسان هنرمند را در او مي شود يافت . كسي كه موسيقي با وحود او معنا پيدا ميكند . همه‌ي لحظات بد و خوب زندگي را با او سپري كردم و با صدايش زندگي كردم . آوازهايش منقلبم كرده و گاهي تا سرحد جنون مرا رهسپار ميكند . به راستي چنين هنرمندي در كجاي اين كره‌ي خاكي وجود دارد . هر نمونه از كارش را مي توان قدرمتندترين اثري قلمداد كرد كه تا به حال در آن ژانر آفريده شده است .

http://javad0.persiangig.ir/image/tavvalode_ostad.JPG

براي مردم ميخواند و مانند بسياري فقط شعار نمي دهد و با عملش به همه ثابت كرده است كه تمام وجودش را وقف مردم و موسيقي كرده است . هنرمند سالم در مملكت ما بسيار كم پيدا مي شود و استاد شجريان يكي از آن هنرمندان سالم است . در اين ماه كه ميگويند ماه استجابت دعاست برايش دعا مي كنم كه تنش به ناز طبيان نيازمند مباد . حرارت صدايش را لحظه اي كم سو نكند و تمامي كساني كه ميخواهند تا نواي دلنشينش به گوش ما نرسد نابود گردند. تمام كساني كه چون شجريان به نفعشان و براي تلويزيونشان نمي خواند و حاضر نيست صداي پاكش را براي هيچ حكومت و دستگاه دولتي طنين انداز كند او را مانع رسيدن به اهدافشان مي دانند كه به كوري چشم آنها او همچنان پرقدرت و با اطمينان و با جايگاهي والا در عرصه‌ي موسيقي به كار خود ادامه ميدهد. هر يك از آلبومهايش شاهكاري در عرصه‌ي موسيقي اصيل به حساب مي‌آيد .

ادامه‌ي متن را در آواي دل بخوانيد .
::: |+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 13:24 :::
 گزارش اختصاصي آواي دل از شب دوم كنسرت استاد
وب سايت آواي دل با مطلبي تحت عنوان :‌  "" گزارش اختصاصي از شب دوم برگزاري كنسرت استاد شجريان " به روز شد . متن زير قسمتي از اين مطلب است . براي مشاهده‌ي كامل متن اينجا را كليك كنيد .


مشكلات خريد بليت ، مشكلات خريد كارت خريد اينترنتي ، مشكلات گرفتن بليت و سرگرداني يك ساعته همگي با شوق رسيدن به كنسرت استاد آواز ايران و شنيدن صداي بزرگمرد عرصه‌ي موسيقي و هنر ايران زمين معنايي پيدا نمي كنند . برگزاري كنسرت آن هم در چنين سني از استاد غنيمتي است كه ديدارش براي هر كسي مقدر نيست و افتخاري است بس بزرگ كه نصيب اينجانب شد .

 گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم                 چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي
روز برگزاري كنسرت خودم را براي يك شب به ياد ماندني آماده كرده بودم كه مطمئن بودم با صداي استاد همين طور هم مي شود حالا ديگر چند دقايقي بيشتر به كنسرت نمانده است و لحظه‌ي ديدار نزديك است .....  
سيستم چك كردن بليت هاي امسال بهتر از سال گذشته شده بود و بليت ها توسط دستگاه هاي ريدر خوانده مي شد و اينكار موجب تسريع در ورود مشتاقان شده بود . طراحي صحنه با خطوطي نستعليق با پس زمينه اي آبي رنگ جلوه اي خاص به سن و سالن داده بود . كم كم به زمان برگزاري كنسرت نزديك مي شديم و پس از دقايقي بعد از اينكه سخنگوي سالن تذكرات خود را مبني بر خاموش كردن گوشي ها اعلام كرد استاد به ......



ادامه را در وب سايت آواي دل بخوانيد .


::: |+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 15:6 :::
 لحظه ی دیدار نزدیک است ....
 

لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
 های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است ....

                                     

http://kreshmeh.persiangig.ir/Picture_Albume/167.JPG

 

::: |+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 21:59 :::
 دو تصوير از زندگي
امروزه پول يعني همه چيز
( دو تصوير از زندگي )

تصوير شماره‌ي يك
پسرك با پدر و مادرش به بازار رفته است ناگهان مي بينند پسر در كنار آنها نيست و به پشت ويترين مغازه‌ي ساز فروشي رفته و با حسرت تمام به سازهاي پشت شيشه زل زده است و طوري به آنها خيره شده است كه مي شود شوق و اشتياق وصف ناشدني‌اش را به موسيقي فهميد . عاشق ساز و موسيقي است ، به پدرش مي گويد : " بابا برام اين ساز رو مي خري ميخوام برم كلاسش و ياد بگيرم آخه خيلي دوست دارم " پدر بهانه مي آورد و مي گويد : " پسرم الان بايد درستو بخوني ، اينجور چيزا ماله مطرباست " پسر كه ميداند پدر پولي براي دادن به ساز و خرج در راه موسيقي ندارد بيشتر از اين اصرار نمي كند و از طرز تفكر پدرش هم نسبت به موسيقي بسيار تاسف مي خورد و همچنان آرزوي داشتن ساز را در ذهن خود مي پروراند. در خيالات خودش با سازي خيالي زندگي مي كند و هر روز بعد از مدرسه به همان مغازه‌ي ساز فروشي ميرود و از پشت درب مغازه به سازها مي نگرد و گاه گاهي هم كه از مغازه صدايي به گوش ميرسد با تمام اشتياقش به آن گوش مي دهد ولي با نااميدي ، چون اين را خوب مي داند كه مشكلات زندگي آنقدر زياد و متعدد هستند كه موسيقي اصلا جايي در اين بين پيدا نمي كند و علنن از بين مي رود و در روياهاي يك كودك كم كم به فراموشي سپرده مي شود و مشكلات پياپي زندگي جايگزين آن مي شود و انگيزه و استعداد اين كودك سركوب مي شود .

تصوير شماره‌ي دو
پسرك با پدرش به بازار رفته است ناگهان چشمش به گيتاري كه در پشت ويترين مغازه‌ي ساز فروشي خوش جلوه ميكند مي افتد و با پدرش به داخل مغازه مي روند و علاوه بر آن گيتار زيبا چند ساز ديگر هم خريداري مي كنند

و به خانه مي برند تا پسرك كه از اين آلات موسيقي خوشش آمده ، اتاقش را با آنها تزيين كند بي آنكه نام بعضي از آنها را تا به حال شنيده باشد!!! مادر وقتي ميبيند كه اتاق پسرش با اين سازها چقدر زيبا شده است تصميم ميگيرد كه سازي خوب و گران قيمت هم براي تزيين پذيرايي منزل تهيه كند با همسرش به مغازه‌ي ساز فروشي ميروند و مادر خانه چنين ميگويد كه : " آقا يه ساز با كلاس ، چشم كور كن مي خوايم " فروشنده هم پيانو را پيشنهاد مي كند كه سازي گران و البته به قول مادر خانه با كلاس است و قيمتهايش هم از 2 الي 3 ميليون تومان به بالا . بالاخره سفارش خود را ميدهند و پيانويي با قيمت 40 ميليون تومان خريداري ميكنند .
اين پيانو هم اكنون در منزل اين خانواده است و هر روز خدمتكاري دستمالي بر سر و رويش مي كشد تا مبادا گرد و خاكي بر آن بنشيند. وقتي از مادر خانه سوال ميكني كه ايا كسي در منزل شما پيانو مي زند كه چنين مبلغي را بابت خريد اين ساز هزينه كرده ايد ؟ مي گويد : " نه .... ما كه نمي تونيم 2 كيلو طلا بخريم بزاريم تو طاقچه بعد هر كي اومد بفهمه ما با كلاسيم و پولدار ، به جاش يه پيانو مي خريم 40 ميليون كه هم بزرگه هم با كلاس "

پي نوشت :
اين مسائلي كه در بالا ذكر شد را به واقع و وفور در جامعه ميتوان يافت و نمونه هايي از آن را اينجانب مشاهده كرده ام و اين سوال در ذهنم مطرح شد كه جواب آن استعدادهاي سركوب شده‌ي كودك با استعداد را چه كسي بايد بدهد ؟



lمنبع : آواي دل

www.avayedel.ir

::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:15 :::
 آواي دل به روز شد



آواي دل به روز شد....

www.avayedel.ir

با مطلبي تحت عنوان :

"در جواب صحبتهاي رضا مهدوي در خصوص گرفتار شدن موسيقي اصيل به گرداب ركود و تكرار "





::: |+| نوشته شده توسط جواد در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 15:43 :::
 سایت آوای دل افتتاح شد

سلام خدمت تمامي دوستان

سايت آواي دل افتتاح شد و من از اين به بعد در اين سايت به فعاليت خودم ادامه مي دهم

اميدوارم كه بتونم قدمي در جهت اعطلاي هر چه بيشتر موسيقي اصيل اين مرز و بوم قدم بردارم ...

آدرس سايت

 

www.avayedel.ir

 


 

 

 

 

 

 

 

::: |+| نوشته شده توسط جواد در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 1:36 :::
 کنسرت بزرگ استاد شجریان در اصفهان

 

...کنسرت بزرگ استاد شجریان در اصفهان ...

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شامگاه گذشته دانشگاه آزاد خوراسگان كه با فاصله‌اي زياد، خارج از محدوده‌ي اصلي شهر اصفهان واقع شده، ميزبان هزاران علاقه‌مندي بود كه براي شنيدن صداي استاد آواز ايران پس از سال‌ها گردهم آمدند.
آخرين‌بار، كاخ چهل‌ستون، 14 سال پيش ميزباني صداي خوش شجريان را كرده بود، اما اين‌بار كنسرت در سوله‌اي كه بي‌شباهت به هر سالن سربسته اجراي موسيقي بود، پس از شش اجراي شبانه به پايان رسيد.

                                                        

منبع خبر : ایسنا


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 20:48 :::
 شجريان: موسيقي بلوچ يكي از تاثيرگذارترين موسيقي‌هاي اقوام است
حضرت استاد محمد رضا شجریانمحمدرضا شجريان در همايش بررسي موسيقي سيستان و بلوچستان و بزرگداشت مولا كمال خان هوت گفت:‌موسيقي بلوچستان بي شك يكي از تاثيرگذارترين موسيقي‌هاي اقوام است.

 

 

 

 

در همايش بررسي موسيقي سيستان و بلوچستان و بزرگداشت مولا كمال خان هوت كه شب گذشته در تالار آسمان فرهنگستان هنر با حضور محمدرضا شجريان، محمدرضا درويشي، ايرج نعيمايي، احمد مسجد جامعي و تني چند از پژوهشگران بلوچ برگزار شد، ابتدا گروه موسيقي بلوچستان به اجراي برنامه پرداخت و سپس محمدرضا شجريان با اشاره به تنوع موسيقي ايران گفت: موسيقي ايران زمين تركيبي متنوع و غني از مجموعه نغمه‌ها و آواهايي است كه گوشه گوشه اين ديار ساخته و پرداخته شده است و موسيقي بلوچ بي شك يكي از تاثيرگذارترين موسيقي اقوام است.
وي در خصوص مولاكمال خان هوت افزود: ما از هنرمندان ارزشمندي چون مولا كمال خان هوت غفلت كرده‌ايم و نقش بي‌بديل آنها را در شكوفايي فرهنگ اين سرزمين فراموش كرده‌ايم. ناديده گرفتن نقش مهم مولا كمال ‌خان‌ها محروم كردن موسيقي و فرهنگ ايراني از سرچشمه آنهاست. من معتقدم كه هيچگاه نبايد ايران را تنها معادل فرهنگ اين و يا آن گروه در نظر گرفت. آنچه به اين مجموعه زيبايي و غنا مي‌بخشد تنوع بي‌نظير و بي‌مانند اين سرزمين است كه بي‌شك تنوع موسيقي اقوام يكي از آنهاست.
وي ادامه داد: من به عنوان كسي كه سال‌ها زندگي خويش را در عرصه فرهنگ گذرانده‌ام نمي‌توانم از اين غفلت‌ها بيمناك نباشم. كافي است نگاهي به نقاط مختلف كشور بياندازيم تا دريابيم كه تنوع لباس، تنوع زبان و تنوع موسيقي و آداب و رسوم مانند آن در حال از دست رفتن است.
استاد آواز ايران در ادامه بيان داشت: كاش دستگاه‌هاي مختلف فرهنگي كه بودجه‌هاي بسيار در اختيار دارند اين ميراث فرهنگي را به عهده بگيرند تا از اين طريق فرزندان ما با فرهنگ متنوع ايران زمين بيش از پيش آشنا شوند.
شجريان در پايان صحبت‌هاي خود گفت: از همين جا از تمام نهادهايي كه قدرت و توان مالي براي پرداختن به اين امر مهم را دارند تقاضا مي‌كنم تا دير نشده فكري براي ماندگاري اين آثار كهن بكنند.
در ادامه اين مراسم صحبت‌هايي نيز در خصوص پيوندهاي قومي بلوچ، انسان‌شناسي بلوچ و غيره توسط پژوهشگران اين زمينه انجام شد و سپس محمدرضا درويشي پژوهشگر موسيقي گفت: استاد كمال خان هوت بزرگترين خواننده و موسيقي‌دان به معناي واقعي كلمه نه تنها در بلوچستان بلكه در سراسر ايران است. موسيقي بلوچستان مهم است البته نه اينكه بخواهيم از لحاظ كمي و كيفي، ويژگي فرهنگي مختلف ارزش‌گذاري كنيم كه البته در اين مورد قابل بحث است. سرزمين پهناور بلوچستان تنوع شگفتي در حجم رپرتوار موسيقي، سازها و مقام‌هاي مختلف دارد.
وي افزود: ملا كمال خان خواننده‌اي است كه از نظر تسلط و حنجره و تكنيك‌هاي آوازي نه تنها در بلوچستان بلكه در مقايسه با شيوه‌ها و سبك‌هاي آوازي فرهنگ و اقوام ايراني بي‌همتاست. خصوصيات ديگر اين موسيقي‌دان ارتباط قوي او با ادبيات در پيوند تنگاتنگ با زبان بلوچ است كه هم محتواي موسيقي آوازي و هم محتواي موسيقي سازي در اين خطه اهميت دارد.
اين پژوهشگر بيان داشت: ملا كمال خان هوت مسلط‌ترين خواننده معاصر است كه به نوعي ميراث دار نواميس فرهنگي يك منطقه است. كه اين خصوصيات فقط در آداب، رفتار و منش اين هنرمند نهفته است. در واقع كمال خان به اين دليل مهم است كه راوي تمدن و فرهنگ موسيقي بلوچستان است.
درويشي در خاتمه خاطرنشان كرد: من به مسوولين هشدار مي‌دهم كه تا اين مرد زنده است و كار از كار نگذشته اقدام به جمع‌آوري آثار اين هنرمند بكنند كه اگر اين آثار تا زمان حيات اين استاد جمع‌آوري نشود مسئوليت بر دوش كساني است كه غفلت كرده‌اند.
مراسم بررسي موسيقي سيستان و بلوچستان و بزرگداشت ملا كمال خان هوت با اجراي برنامه توسط هنرمندان اين منطقه در تالار آسمان به كار خود پايان داد.

  • منبع خبر : خبرگزاري فارس
::: |+| نوشته شده توسط جواد در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 21:41 :::
 به مناسبت سالروز میلاد یگانه استاد آواز

"به مناسبت سالروز میلاد یگانه استاد آواز "

 

 

ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد            

                                                         چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد

آه از آن نرگس جادو كه چه بازي انگيخت

                                                     وه از آن مست كه با مردم هوشيار چه كرد

برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر

                                                     ئه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرد

 

 

اول مهر 1319 . پسري در مشهد به دنيا آمد . همه از آينده او بي اطلاع اند. كم كم بزرگ مي شود و در سنين كودكي با پدر به جلسات قرآن مي رود ، صداي پدر را دوست دارد و با گوش دادن به صداي پدرش كه قرآن تلاوت مي كند گريه مي كند آنهم در سنين كودكي .

بزرگتر مي شود در جلسات قرآن مي خواند همه ميگويند صداي خوبي داري اما كسي نمي داند كه او با اين صدا چه مي خواهد بكند ؟ چه بلايي مي خواهد بر سر عالم بياورد ؟ .... و بر سر دل من ....

معلم مي شود . به تهران مي آيد . به راديو مي رود . آواز مي خواند .. بيشتر كار مي كند .. پخته تر مي شود . راه را از چاه تشخيص مي دهد . كنسرت مي دهد ... كم كم نام او بر سر زبانها مي افتد .. اين مرد كيست كه در اين سن صدايي اين چنين دارد . فعاليتش بيشتر مي شود ، همچنين محبوبيتش ؛ كنسرتهاي دور اروپا ، جايزه گرمي ، جايزه يونسكو ، جايزه چشم پيكاسو ، جشن هاي هنري ، كنفرانسها و جلساتي در رابطه با موسيقي ايراني در كشورهاي اروپايي ...

حالا ديگر او تبديل شده است به استادي در كار خودش ( واقعا كه اين كلمه‌ي استاد برايش كم است ) .... استاد !!!!!!!؟؟؟؟؟؟ .. نه .... استاد كم است ... اصلاح مي كنم . حالا ديگر او تبديل شده است به خدايي در كار خودش . هر اثرش قوي تر از ديگري ست .

صدايش مستقيما به مانند تيري آتشين در قلبم فرو مي رود . هر نفسش در وجودم شعله اي  بر پا مي كند . نگاهش هم به مانند صدايش جادو مي كند . هر نظرش همچون عقابي در بر بلنداي دلم مي نشيند .

اينك شصت و هفتمين بهار عمرش است و من به عنوان عاشقي از بين همه‌ي عاشقانش سالروز ميلادش را تبريك مي گويم.

 

 

 

نفست گرم و پايدار باد .......

::: |+| نوشته شده توسط جواد در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 20:38 :::
 ربنا

 ربنا

 

 

تمام مدت روز را روزه گرفته اي وقت افطار همه سر سفره جمع ميشوند از تلويزيون صدايي به گوش مي رسد صدايي كه همه مردم ايران از وقتي فهميده اند روزه چيست ،آنرا شنيده اند مگر مي شود كسي ربنا را نشنيده باشد... همه زبان به تحسين مي گشايند كه اين آواي دلنشين عجب شور و حرارتي دارد... بي آنكه بدانند چه كسي آن را خوانده است.

 ماه رمضان كه مي آيد ياد ربناي استاد  در دلم غوغايي به پا مي كند ربنايي كه وقتي آن را مي شنوم گويي تمام مدت سير بوده ام و حتي ذره اي احساس گرسنگي به من دست نداده  شما كجاي دنيا چنين هنر مندي را سراغ داريد كه واقعا تمام وجودش براي ما نعمت است.

به مناسبت فرا رسيدن ماه پر بركت و سراسر نور و رحمت رمضان ربناي استاد را براي داتلود گذاشتم

تا شايد كساني كه مثل من عاشق استاد هستند و كساني كه به اين صدا عشق مي ورزند و روزه دار  هستند

از آن لذت ببرند  ..... به قول عزيزي : " فاصله من با خدا ميلياردها سال نوري است و صداي استاد شجريان اين فاصله را ميليون ها سال نوري كم مي كند."

 از تمام شما عزيزان خواهش مي كنم كه سر سفر ه افطار بنده حقير را فرا موش نكنيد .

 

 

 

 

 

::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 1:55 :::
 امام زاده طاهر

 

امامزاده طاهر کرج بر مزار هنرمندان

 

اينجا فاز 4 . امام زاده طاهر . امام زاده اي كه درون خود قبرستاني گنجانده است . وارد قبرستان مي شويم سكوتي غمبار آنجار را فرا گرفته است روي قبرها را كه نگاه مي كني يكي پير است يكي جوان يكي كودك يكي ميانسال ..... من و دوستم ساعت 10 صبح بود كه رسيديم آنجا . خيلي خلوت بود . در ابتدا يكي يكي روي قبرها را نگاه مي كردم كه آقايي آمد نزديك ما و گفت : دنبال قبر كي مي گرديد ؟ من گفتم : هنرمندا . گفت دنبالم بياييد تا نشونتون بدم . من متوجه شدم كه اين آقا كه محض رضاي خدا كه اين كار را نمي كند حتما پولي مي خواهد . اصلا شغلش اين بود . شغلش اين بود كه كل روز را در ميان مردمي كه در خاك آرميده اند قدم مي زند تا مگر كسي پيدا شود و از او بخواهد قبري را نشانش بدهد و دشتي هم به او بدهند. اينها هم براي خود دنيايي دارند ... از اين مرد تشكر كردم و گفتم خودمان پيدا مي كنيم .

ااولين حاصل جستجويمان قبر آغاسي بود . به دنبال قبرها بوديم در همين حين به فكر مرگ افتادم يعني طبيعي هم هست كه در چنين محيطي ياد مرگ بيفتي . به فكر آرميدن در خاك . ...يكي يكي قبرها را به كمك دوستم پيدا كرديم قبر اشخاصي كه سالهاي سال براي هنر اين مرز و بوم زحمت كشيده اند و اينك در قسمت كوچكي ااز خاك خوابيده اند خوابي ابدي .... بدون هيچ دغدغه اي .... البته چرخه روزگار همين است و كاري هم نمي شود كرد ...

 

اينها هم يكسري از عكسهاي سفر ما که توی ادامه مطلب می تونید ببینید ...

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 17:45 :::
 درباره محمدرضا شجريان در 6شب : روياي نيمه شب تابستان - سميه قاضي‌زاده- همشهری
 
 
 
درباره محمدرضا شجريان در 6شب : روياي نيمه شب تابستان
 سميه قاضي‌زاده- همشهری
 
 
در فصل برگزاري كنسرت‌ها، محمدرضا شجريان در 6شب، پررونق‌ترين اجراها را رقم زد اجرايي موفق كه پيش از آغازش حاشيه‌هاي زيادي داشت.
در آن چند سالي كه محمدرضا شجريان در ايران برنامه اجرا نمي‌كرد، حسرت شنيدن صدايش به صورت زنده به دل طرفدارانش مانده بود.
هم در سال82 كه كنسرت بم اجرا شد و هم سال گذشته كه تالار وزارت كشور ميزبان استاد بود، خيلي‌ها از كنسرت جا ماندند و نتوانستند از نزديك استاد را ببينند و صدايش را بشنوند تا اينكه تيرماه امسال خبر رسيد استاد قرار است در 6 شب برنامه اجرا كند و مشتاقانش را دريابد.
اين‌بار شجريان پسر پدرش را در خواندن همراهي مي‌كرد و اجرا حاصل كار گروه آوا بود. از لحظه اعلام خبر كنسرت تا به سر رسيدن آن 6 شب اتفاقات جورواجوري رخ داد. به اضافه اينكه هر كدام از شب‌هاي اجرا حال و هواي خاص خودش را داشت.
با وجود در نظر گرفتن تالار بزرگ وزارت‌كشور براي اجرا و ابتكار فروش اينترنتي بليت‌ها، باز هم خيلي‌ها به صداي زنده استاد نرسيدند و ناچار شدند به خواندن گزارش‌ها و  شنيدن سي دي و كاست «غوغاي عشقبازان» كه قطعاتي از آثار كنسرت را در برداشت ،  دل خوش كنند.  روايت شب چهارم اين كنسرت را بخوانيد.
استاد كه تازه  سوگوار  فوت مادرش شده بود  و خيلي‌ها حتي براي يك دقيقه ديدن او در مجلس ترحيم خانم افسر شركت كردند، تصميم گرفت كه بالاخره بعد از اجراهاي مختلف  دور دنيا كه حدود 70 روز طول كشيده بود، به همراه گروه «آوا» در تهران هم كنسرتي را برگزار كند. محمدرضا شجريان  اين‌بار تركيب جديدي از «مجيد درخشاني» (تار)، «حسن رضايي نيا» (دف و دايره)، «سعيد فرج‌پوري»(كمانچه)، «محمد فيروزي» (بربط) و همايون ـ كه با تنبك و آواز روي صحنه حاضر شده بود ـ را  براي اجرايش رو كرد تا نشان دهد كه هنوز خواننده در آثار  او در محور اجرا قرار دارد.
چند هفته پيش  همايون ـ كه رسما به عنوان فرزند خلف و نماينده پدر حاضر مي‌شود و تا جايي كه بتواند مثل سايه او را دنبال مي‌كند ـ يك كنفرانس خبري ترتيب داد و علام كرد كه تصميم به برگزاري كنسرتي 6 روزه با نام «استاد سخن سعدي» از 8 تا 15 مرداد دارند كه قيمت بليت‌هايش هم بسته به جاي نشستن از 15 تا 30 هزار تومان خواهد بود.


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 16:59 :::
 كنسرت گروه آژين

 

کنسرت گروه آژين

 

کنسرت  گروه نوجوانان آژين شب گذشته با سرپرستی پیام قرنی  پایان یافت

اين کنسرت با اجرا پنج نفره  که اعضاي ان عبارتند از: سارا اميني(تار).بهنوش سالاري(دف).رضا مير اسدي(کمانچه) ؛ميثم اردلان(سنتور) و  پيام  قرني(تنبک ؛ اواز ؛تکنوازي تار)  به مدت پنج شب به اجراي کنسرت پرداختند .خاطر نشان شود که اين کنسرت با استقبال بي سابقه ي مردم رو به رو شد وبا 21 ميليون فروش پر فروش ترين در غرب کشور شد.اين کنسرت در دستگاه بيات کرد و شور اجرا شد که در اخر با خواندن دو تصنيف قديمي که يکي از انها مرغ سحر و ديگري يک اهنگ از سيد علي اصغر کردستاني بود پايان يافت .اين کنسرت با وجود سن کم نوازندگان به خوبي وبا رضايت بينندگان پايان يافت.

 

منبع : http://www.m-h-k-h.blogfa.com

::: |+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 19:31 :::
 اندر حکایت صدا و سیما

اندر حكايت صدا و سيما

به بهانه پخش فيلم " افسانه 1900 "

                                                                                            http://images.amazon.com/images/P/B00005QB9A.01.LZZZZZZZ.jpg

 

امروز يعني جمعه 86/5/12 شبكه 3سيما ، فيلم سينمايي " افسانه 1900 " را پخش كرد و من از طريق يكي از دوستانم متوجه پخش آن شدم و انصافا هم كه فيلمي زيبا بود با داستاني فوق العاده و اما حرف من ...

خيلي تعجب كردم كه اين فيلم (افسانه 1900 ) از تلويزيون ملي ايران پخش مي شود . تلويزيوني كه حاضرنيست كه ساز ايراني كه اصالت و فرهنگ ماست نشان دهد ولي حالا فيلمي را پخش مي كند كه اساس آن موسيقي است . آن هم موسيقي غربي ، غربي كه اينها با همه چيزش مشكل دارند .

من حرف سياسي نمي زنم فقط حرف دلم را مي گويم . من در كار و سياست اين صدا و سيما مانده ام . فيلم دلشدگان مرحوم حاتمي را طوري نشان مي دهد كه گويي اصلا دلشدگان نيست. از بس كه آن را سانسور ميكند داستانش عوض ميشود . اين كه از دلشدگان ، آن هم از برنامه اي كه از شبكه يك پخش كردند و سازها را پشت ديواري قرار داده بودند كه نكند چشم جوان مملكت به ساز بيفتد و جوان ما به گناه دچار شود . آن هم از نوع گناه كبيره اش ..

حالا همين تلويزيون دارد فيلمي هاليوودي كه در آن سازهاي غربي وجود دارد را نشان مي دهد آن هم بدون هيچ سانسوري و تمام سازهايي هم كه در فيلم وجود دارد نشان مي دهد و حتي نواختن آنها را هم توسط شخصيتهاي فيلم نشان مي دهد. سازهايي نظير : گيتار ، پيانو ، ترمپت ، ...

چطور است كه نمايش اين سازها موردي ندارد ولي نشان دادن سازي مثل كمانچه ، سنتور ، تمبك ، تار ، سه تار و .... كه متعلق به همين كشور است همين كشوري كه صدا و سيما هم متعلق به آن است و جوان ايراني بايد با سازهاي كشورش آشنا شود اشكال دارد.

بعدا انتظار داريم جوان ما به موسيقي اصيل هم روي آورد .

حالا شما قضاوت كنيد !!

::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 20:3 :::
 گزارش جواد صفر از شب اول کنسرت استاد

 

گزارش جواد صفر از شب اول کنسرت استاد

 

The image “http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/07/282070_orig.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

دوشنبه 8 مرداد 86 . اولين روز برگزاري كنسرت استاد . ساعت 4:30 بود كه راهي شدم. ساعت 6 بود كه به تالار وزارت كشور رسيدم. جلوي درب شلوغ بود . هنوز چيزي مشخص نبود . آيا كنسرت برگزار مي شود يا نه ؟ جلوي درب ايستاده بودم كه جواني از سرباز جلوي درب سوال كرد كه : " آقا آخر چي ميشه ؟ برگزار مي شه يا نه ؟ سرباز : بله آقا برگزار ميشه . چرا برگزار نشه . يه سري مشكلات بود كه آقاي شجريان حل كردند " جواب سرباز استرسم را كمتر كرد . جلوي درب اشخاصي بودند كه از چهرشان مشخص بود كه اهل موسيقي نيستند و اصلا نمي دانند استاد شجريان كيست !! و فقط براي فروش بليطهايشان آمده بودند . باز هم بازار سياه . جوني بود كه ازش پرسيدند : كنسرت ساعت چند شروع ميشه ؟ گفت : " من كاري به اين كارا ندارم ... من اومدم بليطمو بفروشم برم " بليط 25000 توماني اش را 100000 تومان قيمت گذاشته بود .

ساعت 7 بود كه درب باز شد و مردم داخل خيابان كم كم داخل شدند. در سالن انتظار منتظر مانده بوديم تا دربهاي سالن باز شود كه ناگهان چشمم به استاد بي بديل سنتور ، پرويز مشكاتيان افتاد . با عجله خوش را به داخل سالن رساند .

حدوداي ساعت 7:50 بود كه درب هاي سالن را به روي مشتاقان باز كردند . با ديدن دكور زيبا و منحصر بفرد چند دقيقه اي به آن خيره شدم . همه منتظر استاد بودند . ساعت 8:30 بود كه چراغ هاي سالن را خاموش كردند صداي تشويق 3000 نفر يكمرتبه بلند شد . همه به احترام حضرت استاد ايستادند . استاد به همراهي محمد فيروزي و مجيد درخشاني از سمت چپ سن و همايون و سعيد فرجپوري و حسين رضايي نيا از سمت راست سن ، وارد شدند . با لباس هايي سنتي و زيبا كه واقعا برازنده اعضاي گروه بود .

گروه سر جاي خود نشستند . هر كس سازش را به دستش گرفت تا آن را كوك كند . صداي تار مجيد درخشاني به گوش رسيد . قطعه انتظار از ساخته هاي مجيد درخشاني توسط گروه نواخته شد و استاد ساكت بودند . پس از اين قطعه آواز شروع شد . صداي آسماني اش بر تمام وجودم به يكباره - همچون آبي كه بر آتش مي ريزند - آرامش خاصي بخشيد . پس از آؤاز قطعه سرو چمان آغاز شد . سرو چمان من چرا ..... هر چه بگويم كم است از اجراي استاد در اين تيكه از تصنيف : "" سرو چمان من چرا "" .... غم از سر و رويش مي بارد اين را با تمام وجودم حس مي كنم ..... وقتي اين تيكه را ( سرو چمان من چرا ) مي شنوي دوست داري سرت را بر روي ديوار بگذاري و تا مي تواني اشك بريزي !! يك تيكه از اين تصنيف چه بر حال من مي آورد ....... واي بر حال همه اش ........ آواز ادامه مي يابد و تمام سالن مست از اين صدا . پس از آواز چهار مضراب دلكش آغاز مي شود از ساخته هاي مجيد درخشاني . بعد از چهار مضراب باز هم ساز و آواز و بعد از آن پايان بخش ، بخش اول برنامه تصنيف سخن عشق است از ساخته هاي حضرت استاد. بخش اول در دستگاه ماهور بود . زمان آنتراكت به جلوي سالن جايي كه مردم جمع شده بودند رفتم و چشمم به جمال هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سايه) روشن شد .

قسمت دوم برنامه حدودا ساعت ۲۲:۱۰ بود كه شروع شد . قسمت دوم برنامه در دستگاه شور و آواز افشاري بود. در ابتداي قسمت دوم قطعه ديدار سپس آواز بر قطعه ديدار پس از آن تصنيف " درفراق " ساخته استاد و بعد از آن ساز و آواز افشاري و در ادامه چهار مضراب افشاري از ساخته هاي سعيد فرجپوري اجرا شد و سپس ساز و آواز قرائي اجرا شد . پس از ساز و آواز ، گروه سازهاي خود را روي زمين گذاشتند و ايستادند در روي سن و در مقابل مردم و مردم نيز به شدت آنها را تشويق مي كردند ... صدايي از بين مردم به گوش مي رسيد : "" مرغ سحر .... مرغ سحر.... "" مردم خواستار اجراي مرغ سحر بودند . استاد گفت : " مرغ سحر را كه زياد برايتان اجرا كرده ايم ... به جاي مرغ سحر تصنيف باده عشق كه ساخته سعيد فرجپوري است و شعرش نيز از مولاناست برايتان اجرا مي كنم " پس از اجراي تصنيف باز هم مردم يكصدا فرياد مي زدند "" مرغ سحر ... مرغ سحر ... "" كه استاد اول تعظيم كردند و سپس سن را ترك كردند .. حدود 15 دقيقه مردم به صورت ايستاده استاد را تشويق مي كردند و يكصدا مي گفتند :"" استاد دوستت داريم ... "" استاد به همراه گروهش بار ديگر به روي سن آمدند مردم خوشحال شدند و تصور كردند كه استاد قصد اجراي مرغ سحر را دارد ولي استاد چند لحظه اي با گروه ايستادند و دوباره رفتند . مردم خواستار اجراي مرغ سحر بودند كه مسئولين سالن و برگزاري گفتند كه استاد در حال ترك كردن سالن است . مردم هم صدا با هم مرغ سحر را خواندند . مرغ سحر ناله سر كن ... داغ مرا تازه تر كن .... تا به اينجا رسيد : ظلم ظالم ، جور صياد ... كه نمي دانم به چه دليلي صداي پيانويي سالن را فرا گرفت و مردم سالن را ترك كردند .

اي كاش ... اي كاش استاد مرغ سحر را مي خواند تا دل ما را كه از اين همه ظلم و ستم نسبت به استاد پر بود را تسلي بخشد .

يكي از بهترين شبهاي زندگي من هم سپري شد ...

غنيمت دان اگر روزي به شادي در رسي اي دل     پس از چندين تحمل ها كه زير بار غم كردي

 

 

::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 23:22 :::
 شب اول کنسرت استاد شجریان به گزارش خبرگزاریها
 

 
 

 «شجريان» و «مشكاتيان» همديگر را در آغوش كشيدند

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، «محمدرضا شجريان» و «پرويز مشكاتيان» سالها در كنار هم موسيقي‌هاي به ياد ماندني را خلق كردند.اين ارتباط و همدلي تا آنجا ادامه يافت كه اين دو هنرمند كنسرت‌هاي بسياري را در داخل و خارج از كشور اجرا نمودند اما به يك‌باره و بر اثر برخي اختلافات و مشكلات اين دو استاد بزرگ موسيقي از هم جدا افتادند.

در اين سالها «شجريان» و «مشكاتيان» هركدام جداگانه به فعاليت پرداختند و در هيچ كدام از برنامه‌ها و كنسرتهايي همديگر نيز حضور نيافتند.

اما ديشب در اولين روز از برگزاري كنسرت «شجريان»، «پرويز مشكاتيان» در برنامه حضور يافت و قبل از شروع شدن كنسرت اين دو هنرمند بزرگ كشورمان دور از چشم همگان با هم روبه‌رو شدند و يكديگر را به نشانه برطرف شدن اختلافات و كدورتها در آغوش گرفتند.پس از صحبتي كوتاه ، «مشكاتيان»در تالار و «شجريان» برروي سن قرار گرفت وكنسرت با تشويق‌هاي مردم آغاز شد.

آشتي دوباره «شجريان» و «مشكاتيان» اتفاق خوشايندي بود كه در شب اول كنسرت گروه آوا در تالار بزرگ وزارت كشور رخ داد.

 

اصل خبر  در خبرگزاری فارس

 

نخستين اجراي تابستاني محمدرضا شجريان به سرانجام رسيد

 

سيل جمعيتي كه شامگاه گذشته پشت در كوچك تالار بزرگ كشور متوقف شده بودند، بالاخره به تالار راه پيدا كردند و تا از سردرگمي پيداكردن جايگاه و صندلي رها شوند، ساعت 20:30 دقيقه شد، اما عقربه‌هاي ساعت تالار روي 3:30 دقيقه توقف كرده است. مردم، نگران از خبري ديگر و شنيدن اينكه بايد سالن را ترك كنند، چشم به سن دوخته‌اند و هنوز مطمين نيستند.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جمعيت سه‌هزار نفري برخاستند، پدر از يك‌سو و پسر از سوي ديگر و نوازندگان از پي، روي سنگي چيده بر آب، با پس‌زمينه‌ي نقاشي دوره صفويه - نقشي برگرفته از كتاب سعدي - وارد شدند.

صحنه‌ي كنسرت "استاد سخن سعدي" ظاهرا هيچ كم كسري نداشت. تار را مجيد درخشاني به‌دست گرفت، تنبك را همايون شجريان، حسين رضايي‌نيا، دف و محمد فيروزي، بربط را برداشتند و سعيد فرج‌پوري هم كمانچه‌نواز گروه بود.

بخش اول را با دستگاه ماهور آغاز كردند. نوازندگان قطعه‌اي نواختند و شجريان اما ساكت؛ سپس استاد آواز ايران با تك‌نوازي كمانچه‌ي فرج‌پوري، سعدي را بازخواني كرد و جمعيت سراپا به‌گوش:

هرکس به تماشايي، رفته است به صحرايي      ما را که تو منظوري، خاطر نرود جايي

قطعه‌ي ديگر، آواز شجريان با همراهي صداي جوان فرزندش - همايون - در فضا پيچيد:

سرو چمان من چرا، ميل چمن نمي‌كند       همدم گل نمي‌شود ياد چمن نمي‌كند

شجريان ادامه مي‌دهد و زخمه‌ي تار درخشاني او را همراهي مي‌كند.

تا كي روم از عشق تو شوريده به هر كوي      تا كي شوم از شور تو ديوانه‌ي هر كوي

آخرين قطعه‌اش را خواند، بخش نخست به پايان رسيد و ناگهان صحنه تنها شد.

تا جمعيت دوباره به سالن برگردند، ساعت 22:15 دقيقه مي‌شود و گويا شجريان قرار است تا نيمه‌هاي شب بخواند و مايه‌هاي شور و دشتي درهم بياميزد.

اين بخش با صداي دف آغاز ‌شد و كمانچه‌ي فرج‌پوري با همراهي، تنبك همايون، تار درخشاني و بربط محمد فيروزي، او را همراهي ‌كردند و همايون هم اما ‌خواند.

من چرا دل به تو دادم كه دلم مي‌شكني   يا چه كردم دگربار نظر مي ‌نكني

آواز‌خواني‌هاي شجريان در اين بخش طولاني‌تر از هر اجرايي بود. برخي مشتاق و اما جمعي خسته،‌ چشم برهم گذاشتند ... .

انتظار مي‌رفت به‌رغم حضور هنرمندان نوپردازي چون درخشاني و فيروزي در گروه، پديده‌ي تازه‌اي در اجراي استاد آواز ايران بروز كند، اما گويا ضروري است كارهاي گذشته و قديمي، همچنان رج بخورند.

در نهايت محمدرضا شجريان كار را با يك مثنوي مولانا، كمي متفاوت از ساير قطعه‌هاي طولاني و يك‌نواخت و با شور بيشتري، به سرانجام ‌رساند.

من از كجا، بند از كجا، باره بگردان ساقيا    آن جام جان‌افراي را، برريز برجان ساقيا

اين قطعه‌ را سعيد فرج پوري ساخته بود.

مردم يكپارچه برخاسته با كف‌زدن‌هاي ممتد حدود 10 دقيقه‌يي، درخواست مي‌كردند كه استاد، ترانه‌ي مرغ سحر را، گويي براي زنده‌كردن خاطراتشان بخواند؛ شجريان اما به تعظيم و ترك صحنه اكتفا كرد.

در حالي‌كه جمعيت به‌سوي سن هجوم آورده بودند و چراغ‌هاي موبايل فضا را روشن كرده بود، بيش از دوهزار نفر خود مرغ سحرخوانان، صحنه و تالار وزارت كشور را ترك كردند.

هوشنگ ابتهاج و پرويز مشكاتيان، ميهمان‌هاي ويژه‌ي نخستين شب اين اجرا‌ها بودند.

اين كنسرت روزهاي 9، 11، 12، 14 و 15 مردادماه جاري، در تالار بزرگ كشور ادامه مي‌يابد.

 

اصل خبر  در ایسنا

 

منبع : www.delawaz.blogfa.com

 

بقيه مطلب درادامه مطلب


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 20:2 :::
 
خبرگزاری مهر گزارش داد:

کنسرت محمدرضا شجریان به علت ممانعت اداره اماکن نیروی انتظامی تهران بزرگ احتمالا برگزار نمی شود.

به گزارش خبرنگار مهر، به دستور اداره اماکن نیروی انتظامی ورود به تالار بزرگ کشور برای عوامل اجرایی کنسرت استاد شجریان از دیروزممنوع شده است. بنابراین به نظر می رسد کنسرت شجریان که فردا شب اولین اجرای آن خواهد بود لغو می شود.

حمیدرضا نوربخش درباره این موضوع به مهر گفت : اداره اماکن با ارسال نامه ای به تالار وزارت کشور دستور داده است تا از ورود تجهیزات کنسرت، ازجمله وسایل صدابرداری و دکور ممانعت به عمل بیاید و این در حالی است که ما کمتر از 30ساعت به شروع کنسرت داریم و تا کنون هیچ کاری انجام نشده است.

مدیرعامل خانه موسیقی ایران با اشاره به اینکه مجوز این برنامه قبلا از سوی وزارت ارشاد صادر شده وهماهنگی های لازم برای اجرای این کنسرت از طرق قانونی طی شده است عدم همکاری اداره اماکن را برای برگزار نشدن این کنسرت غیرمسئولانه خواند.

گفتنی اینکه کلیه 19هزاربلیت شش شب این برنامه به فروش رفته و فردا بیش از سه هزار نفر برای شرکت در کنسرت به تالار بزرگ کشور مراجعه می کنند. 

اصل خبر را هم اینجا بخوانید.

دوم:

گزارش های بعدی حاکی از این بود که :

رييس پليس امنيت تهران خبر درخواست 5 ميليون تومان براي هرشب از اجراي كنسرت شجريان را رد مي‌كند، اما مسئولان برگزار كننده اين كنسرت از ممنوعيت ورود هنرمندان به تالار وزارت كشور، ازسوي نيروي انتظامي سخن مي‌گويند

محمدرضا علي‌پور در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت: چنين خواسته‌اي اصلاً قانوني نيست و درحوزه پليس امنيت تهران و اداره اماكن چنين مسائلي وجود ندارد و هيچ وقت چنين درخواست‌هايي نداشته‌ايم.

وي تصريح كرد: با رعايت شؤونات اخلاقي و اسلامي از سوي مجريان و دعوت‌شدگان اين كنسرت، هيچ مشكلي براي برگزاري آن وجود نخواهد داشت.

علي‌پور گفت:اگر جاي ديگري چنين خواسته‌اي را داشته، در حوزه مأموريتي من نيست و هيچ اطلاعي از اصل اين قضيه ندارم.

درعين حال يكي از برگزاركنندگان اين كنسرت به خبرنگار موسيقي فارس گفت: در پي ارسال نامه اداره اماكن به وزارت كشور از امروز ورود به تالار وزارت كشور از سوي اداره اماكن ممنوع اعلام شده است و اگر اين خبر تكذيب شده است پس چرا همچنان ورود ما به تالار وزارت كشور ممنوع است؟

وي با بيان اين كه پيش از اين هم مبالغي از سوي اداره اماكن براي برگزاري كنسرت‌ها دريافت مي‌شده است، افزود: سال‌هاي قبل مبلغ يك ميليون و پانصد هزارتومان خواسته مي‌شد كه رقم معقولي بود ولي براي كنسرت شش روزه شجريان مبلغ 30 ميليون تومان براي چندشب اجرا خواسته شده است كه رقم بسيار نامعقولي است.

وي درباره دريافت اين ارقام از سوي اداره اماكن گفت: درخواست اين مبالغ معمول نبوده ولي معمول شده است كه براي اضافه كار پرسنلي كه در اين مكان خدمت مي‌كنند اين مبلغ از برگزار كنندگان كنسرت گرفته شود.

همچنين از خبرنگار فارس خواست تا با «پيامبري» مدير كل اداره خدمات نيروي انتظامي تماس گرفته شود كه در جريان اين خبر قرار دارد ولي طي تماس خبرنگار فارس با پيامبري وي درباره اين خبر اظهار بي‌اطلاعي كرد.
همچنين تلاش خبرنگار ما براي تماس با «فشمي مقدم» رييس اداره اماكن نيز تاكنون ناموفق ماند.

سوم:

مديرکل‌ دفتر موسيقي‌ معاونت‌ هنري‌ وزارت‌ فرهنگ‌ وارشاد اسلامي‌ گفت: با هماهنگي‌ هاي‌ انجام‌ شده‌ با وزارت‌ کشور و رفع برخي‌ ابهام‌ ها در جدول‌ برنامه‌ هاي‌ اعلام‌ شده‌ گروه‌ برگزار کننده‌ اين‌ برنامه‌ ‌ کنسرت‌ استاد شجريان‌ در موعد مقرر برگزار مي‌ شود‌.

احمدي‌ افزود: برنامه‌ استاد شجريان‌ ‌با توجه‌ به‌ حجم‌ فراوان‌ تقاضيان‌ شرکت‌ کننده‌ در طرح‌ پيش‌ فروش‌ رايانه‌ اي‌ و همچنين‌ پيش‌ بيني‌ حضور مشتاقاني‌ که‌ قادر به‌ تهيه‌ بليت‌ نشده‌ اند ‌ در هنگام‌ اجراي‌ برنامه‌ در مقابل‌ تالار بزرگ‌ وزارت‌ کشور ‌ حساسيت‌ هايي‌ بوجود اورده‌ است‌ .

‌ وي‌ افزود:‌ وزارت‌ کشور هم‌ براي‌ ايجاد نظم‌ و برگزاري‌ هرچه‌ بهتر برنامه‌ خواستار دقت‌ نظر برگزار کنندگان‌ کنسرت‌ شد که‌ باهماهنگي‌ و تبادل‌ نظر هاي‌ انجام‌ شده‌ بين‌ معاون‌ هنري‌ وزارت‌ فرهنگ‌ وارشاد اسلامي‌‌ دفتر موسيقي‌ و خانه‌ موسيقي‌ با مسئولان‌ مرتبط با اين‌ حوزه‌ در وزارت‌ کشور ‌ تعامل‌ مناسبي‌ بين‌ طرفين‌ بوجود امد ‌ بنابراين‌ علاقه‌ مندان‌ در موعد مقرر مي‌ توانند شاهد اجراي‌ کنسرت‌ استاد شجريان‌ در تالار بزرگ‌ وزارت‌ کشور باشند ‌.

- در همین راستا این سوالات قابل طرح است:

۱- چرا فکر می کنند که اگر ۱۹ یا ۲۰ هزار نفر از مردمی که دوستدار موسیقی هستند یکجا جمع شوند، این قضیه ی خطرناک و ناجوری است؟ آیا دلایل سیاسی دارد؟ ندارد ؟ ما که داریم روش فکر می کنیم...

۲- در سال های قبل مبلغ ۵/۱ میلیون تومان از طرف اماکن اخذ می شده است؟ و این بار ۳۰ میلیون تومان ؟ خوب این که طبیعی است ... کار بدی نکرده اند، نرخ تورم را تاثیر داده اند .... بنزین هم که سهمیه بندی شده !

۳- حالا ایمان آوردید که استاد شجریان ما واقعا استاد است؟ که می تواند در یک چنین شرایطی روی صحنه برود و آواز ممتاز هم بخواند؟ بنده ی نوعی که نمی خواهم تا آخر عمرم جلوی ۳۰۰۰ نفر آواز بخوانم از مطالعه ی این اخبار به قدری اعصاب و روانم پریشان شده است و به بیماری لرزش دل و دست مبتلا گشته ام، که با خود گفتم وای به اعصاب آن که همه ی این چیزها به نام او تمام می شود . چه حرصی بخورد استاد، که سودجویان از همین الان فحش ها و ناسزاهایی که می خواهند به تمام تاریخ بدهند را جمع کرده اند که نثار استاد کنند ...

۴- با هماهنگی های انجام شده و رفع برخی ابهام ها مشکل حل شد ؟؟؟ برخی ابهام ها چه بود ؟

۵- در پایان به کلیه ی عزیزانی که طرفدار هنرمندان خاصی هستند، به کلیه ی سودجویان عزیز، به کلیه ی کسانی که اصولا منتظر فرصت می باشند، تبریک و تهنیت عرض می کنم، زیرا که به لطف مدیریت عالی آقایان، وبه لطف زیرساخت های معرکه ی سیستم فن آوری اطلاعات کشور، و به لطف سرورهای دشمن شکن قوی ترین بانک ایران در تجارت الکترونیک - که نتوانست بلیط های یک کنسرت را مثل آدم بفروشد و سرورش داغان شد ! - خلاصه به لطف همه ی این عوامل، این بار فرصت جهت متلک پرانی، فحش و ناسزا، تخریب شخصیت، و تمام کردن همه چیز حتی سهمیه بندی بنزین! به نام استاد شجریان ! آماده و مهیا است . ما هم البته حسابی تمرین کرده و خود را آماده ی شنیدن انواع و اقسام صحبت های منطقی و بی منطقی ! آماده کرده ایم . عادتمان شده است. کنسرت ۸۲ و کنسرت ۸۴ تمرین خوبی بود. حیف استاد که گویا تصمیم گرفته است دو سال دوسال برای مردم ایران برنامه اجرا کند . بعد از ۸۴ این بار فحش دهندگان محترم خود را برای ۸۶ اماده کنند .

۶- و خداوند در قرآن فرمود: ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم، مگر آن که خود بخواهند ...

 

انا الله مع الصابرین ....

منبع : www.delawaz.blogfa.com

::: |+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 12:4 :::
 غوغای عشق بازان . تازه ترین اثر استاد محمدرضا شجریان
غوغای عشق بازان
 
غوغای عشق بازان . تازه ترین اثر استاد محمدرضا شجریان

تازه ترین اثر استاد محمدرضا شجریان و گروه آوا، به نام "غوغای عشق بازان" ، هشتم مرداد و همزمان با کنسرت استاد شجریان به صورت سی دی صوتی و کاست ، منتشر میشود .

"غوغای عشق بازان" در مایه افشاری ست و شامل ساخته هایی از سعید فرج پوری و استاد شجریان .

 

منبع : www.delawaz.blogfa.com

::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 19:10 :::
 تاخیر در فروش بلیط کنسرت استاد
در هنگام ورود به سایت دل آواز به پیغام زیر بر می خوریم :

هنردوستان ارجمند

 از آنجا که تاخیر پیش آمده در شروع به کار سایت فروش بلیط های کنسرت استاد شجریان منجر به رنجش خاطر شما عزیزان گردیده بسیار متاسفیم.

 تیم فنی سایت فروش ضمن پذیرش مسئولیت تمامی مشکلات پیش آمده و عذر خواهی صمیمانه از هموطنان عزیز، استاد شجریان و گروه آوا، تمام همت خود را به کار گرفته است تا در حداقل زمان ممکن مشکلات پیش آمده را مرتفع نموده و شرایط مناسب برای خرید بلیط را فراهم سازد. لذا با تاکید بر رعایت شرایط توزیع منصفانه بلیط و حفظ حقوق کلیه علاقه مندان استاد شجریان به اطلاع می رساند که فروش بلیط تا صبح روز چهار شنبه سوم مرداد ماه 1386 آغاز نخواهد شد.

 

خوب مشکلات فروش اینترنتی هم این است دیگر...

ما هم صبر می کنیم ...

همیشه موفق باشی استاد ....

::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 19:6 :::
 کنسرت استاد

در گراميداشت استاد سخن سعدي، استاد محمدرضا شجريان و گروه آوا (به نوازندگي مجيد درخشاني، محمد فيروزي، سعيد فرجپوري، همايون شجريان و حسين رضايي‌نيا) روزهاي 8 و 9، 11 و 12، 14 و 15 مرداد ماه 1386 در تالار بزرگ کشور کنسرت موسيقي ايراني برگزار مي‌نمايند.

اين برنامه در دستگاه‌هاي ماهور، شور و آواز افشاري اجرا مي‌گردد.

 

                           The image “http://64.40.99.49/Multimedia/pics/1386/4/Photo/2126.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.      

 


به منظور تسهيل در تهيه بليط و توزيع وسيع‌تر، فروش بليط کنسرت تنها از طريق سايت دل‌آواز و پرداخت هزينه بليط تنها به صورت اينترنتي (
Online) انجام مي‌شود.

از روز پنج‌شنبه 28 تيرماه 86، سايت دل‌آواز آماده دريافت اطلاعات فردي مراجعه‌کنندگان محترم مي‌باشد. حتماً توصيه مي‌شود علاقه‌مندان به سايت مراجعه و اطلاعات خود را وارد نمايند تا در موقع خريد و تحويل بليط با مشکلي مواجه نشوند.


 

علاقه‌مندان مي‌توانند براي دريافت اطلاعات بيشتر و راهنمايي با شماره تلفن 66959045 تماس حاصل فرمايند.

 


 

 

 

 

 

 

فایل راهنما با قالب پی.دی.اف PDF که با نرم افزار Acrobat Reader قابل مشاهده است از هم اکنون از این آدرس قابل دانلود است.

 

منبع : www.delawaz.blogfa.com

::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 0:57 :::
 مراسم ختم مادر استاد در تهران

 گزارش جواد صفر از مراسم ختم مادر استاد در تهران

 حول و حوش ساعت ۳۰/۴ بود كه رسيدم به ميدان فاطمي. وارد كوچه اي شدم كه مسجد نور در آن قرار داشت. از روي تابلويي كه جلوي در زده بودند متوجه شدم مجلس ختم خانمي است كه من آن را نمي شناختم . گشتي زدم و دوباره به مسجد آمدم هنوز مراسم تمام نشده بود با خودم گفتم شايد اين مراسم تازه شروع شده و براي اينكه جايي براي نشستن پيدا كنم به پارك سر كوچه رفتم و جايتان خالي چيزي هم ميل كردم تا ساعت۳۰/۵ شد. آرام آرام به سمت مسجد حركت كردم. توي مسير همش توي اين فكر بودم كه يعني استاد به اين مراسم مي رسند چون دو روز پيش در مشهد مجلسي برگزار شده بود. به مسجد نزديك شدم و اولين شخصي را كه ديدم مجيد درخشاني بود. مثل اين كه مراسم آن خانم در حال تمام شدن بود و داشتند گلها و وسايل را مي بردند.

 

           The image “http://www.fardanews.com/files/fa/news/1386/4/25/1444_964.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

يك ربعي جلوي مسجد نظاره گر كارها بودم تا اينكه اقوام آن خانم رفتند. سر كوچه اي جلوي در مسجد ايستاده بودم كه پرايدي سفيد رنگ آمد و پارك كرد 3 نفر داخل پرايد بودند و صندلي عقب پر از شيريني وخرما و ... اين وسايل را داخل بردند . با خود گفتم حتما مراسم در حال شروع شدن است و باز هم منتظر ماندم كه ناگهان همايون را ديدم با همسرش . همايون خوش تيپ تر و خوش چهره تر از هميشه ، همسرش را به قست خانمها راهنمايي كرد وقتي همايون داخل مسجد شد ديگر مطمئن شدم كه مجلس در حال شروع شدن است به داخل مسجد كه رفتم ديدم همه مردم جلوي درب سالني گوشي به دست و دوربين به دست ايستاده اند. آقايي كه در جلوي در ايستاده بود و مردم را به داخل سالن مراسم راهنمايي كرد و از آنان خواهش كرد كه به داخل سالن تشريف ببرند. ما هم به داخل سالن رفتيم .

جا براي نشستن زياد بود من هم در روي يكي از صندلي ها نشستم كه ناگهان استاد وارد سالن شدند و همه به احترام حضرت استاد ايستادند. قاري شروع به قرائت قرآن كرد. استاد به رسم مهمانداري جلوي درب ايستاده بودند و پذيراي مهمانان بودند. شخصيت هاي بزرگي در مجلس بودند در جلوي درب به غير از استاد ، همايون و حميدرضا نور بخش و ... هم بودند در چند دقيقه اول كه استاد وارد سالن شدند دوربين ها همه مشغول عكسبرداري و فيلم برداري بودند و اصلا به قرآن توجهي نمي شد نه اينكه سرو صدايي صورت بگيرد... نه .... فقط فكر و ذكر مردم به سمت استاد بود و بعد ازچند دقيقه و تذكر دادن خادمين مسجد (كه فكر كنم يكي از آنها خيلي هم عصباني بود ) كم كم دوربين ها هم خاموش شدند. بعد از قرائت قرآن ، قاري مهماني حضور داشتند كه انصافا صداي خيلي خوبي هم داشتند و اين قاري هم چند آيه را تلاوت كردند.

در ما بين مراسم يعني در اين يك و نيم ساعتي كه من در سالن بودم مهمانان بزرگي آمدند كه استاد مثل هميشه با وقار و صميمي با آنها برخورد كردند و آنها هم به استاد اين غم را تسليت گفتند . از جمله ميهمانان مي توان به مجيد درخشاني ، حسين عليزاده ، بيژن بيژني ، سيد حسام الدين سراج ، محمد اصفهاني ، صديق تعريف و......... اشاره كرد. بعد از تلاوت آيات قرآن مانند بقيه مراسمات ختم شخصي به خواندن روضه مشغول شد ولي باز هم بيشتر حواسها به سمت مهمانان و استاد بود بعد ازخواندن روضه ازروحاني مجلس دعوت شد تا سخنراني خود را شروع كند .

روحاني سخنراني خود را شروع كرد و از آن جا كه مردم ما به آخوند و صحبتهاي او علاقه زيادي دارند همه حواس ها به سمت او بود (شما هم باور كرديد كه مردم ما علاقه زيادي به آخوند دارند ) و در ميانه صحبتهايش كمي هم از مدح استاد صحبت كرد و تا اين جمله را : "((اگر بدون اغراق نگفته باشم كه مطمئن هستم همينطور هم هست فرزندي كه آيت عظماي موسيقي است حاصل اين مادر است ))" را گفت صلوات بلندي از سوي حاضرين فرستاده شد. مراسم رو به پايان بود و حاضرين يكي يكي مراسم را ترك كردند تا اينكه روحاني مجلس شروع كرد به سلام دادن به ائمه اطهار و امام زمان(عج) و علي ابن موسي الرضا (ع) كه حسن ختام مجلس بود و من از اين فرصت استفاده كردم و آرام آرام خودم رابه نزديكي استاد رساندم و وقتي كه سلام ها به پايان رسيد به استاد تسليت گفتم و استاد مثل هميشه با وقارو خوشرويي و آرامش از من تشكر كرد و آمدم بيرون سالن چند دقيقه اي آنجا بودم كه ديگر داشت دير وقت مي شد ، كه به سمت خانه راهي شدم .

خدايا هميشه زنده بدارش ......

 

::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 1:5 :::
 زمستان است ....

سلام .... بعد از چند وقت دوباره خودم قلم به دست گرفتم و نوشتن را شروع كردم ... اميدورام بتونم در اين راه موفق باشم ... متن زير حس و حالي است كه بعد از شنيدن آلبوم زمستان است من را متوجه خود مي كند ... مطمئنا عيبهاي فراواني در آن هست كه شما دوستان با پيشنهادات خود من حقير را ياري مي كنيد.... منتظر نظرات سازنده شما هستم ........ فقط به عشق استاد محمد رضا شجريان

 

 

نوايي به گوش ميرسد ... آوايي كه همه وجود انسان را محو خود مي كند ... اصلا انگار اين صدا از آسمان آمده است من گوشهايم را تيزتر مي كنم ... اين طور مي خواند : مسيحاي جوانمرد من اي ترسان پير پيرهن چركين ... هوابس نا جوانمردانه سرد است ... انسان وقتي اين نوا را گوش مي كند حتي اگر در اوج گرماي تير ماه هم كه باشد احساس سرما را واقعا در وجودش حس مي كند آنقدر حس و روح در اين آهنگ دميده شده كه وجود انسان كم مي آورد در مقابل سنگيني اين آواز و آهنگ. اگر 100 بار هم گوش بدهي عين 100 بار يك نكته و زيبايي ديگري را در آن پيدا مي كني ... جلوتر ميرود و هنر نمايي بي بديل همايون شجريان ، كيهان كلهر و حسين عليزاده بيشتر نمايان ميشود وقتي دارم اين شاهكار هنري را گوش ميكنم اصلا حواسم به جايي نيست آنقد غرق در آن شده ام كه نمي فهمم صدايم ميكنند آخر مگر ميشود به صداي بي بديل استاد شجريان گوش دهي و از خود بيخود نشوي .

صدايش ديوانه كننده است . تحريرها مستت مي كند . جواب آواز با روحت آميخته مي شود . آنقدر مست اين صدا مي شوي كه انگار حقيقتا مي خورده اي . تا چند ساعت فقط فكرت مشغول توانايي ها و تكنيك هاي اين بزرگمرد موسيقي است .

نمي دانم چرا ؟ نميدانم چرا صداي اين مرد اينقدر روي من تاثير مي گذارد . آنقدر كه از خود بيخود مي شوم بدون اغراق مي گويم صداي اين مرد مرا به خدا نزديك ميكند ، در ميان آسمانها رهايم مي كند و به من احساس آرامش مي بخشد ، آرامشي كه بشر امروز براي رسيدن به آن دست به هر كاري مي زند.

اوج تكنيك و علم را به رخ مخاطب مي كشد .آلبومي كه شعرش نو است. آن هم در موسيقي سنتي . وآنقدر زيباست ..... كه من زبانم توانايي ستودن آن را ندارد . به حق كه صداي كمانچه كيهان كلهر روحيه انسان را متحول ميكند . همه چيز در كنار هم به زيبايي هر چه تمامتر چيده شده است تا ما از آن لذت ببريم . و تنها يك جمله : ( صدايت غوغا مي كند استاد )

::: |+| نوشته شده توسط جواد در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 10:27 :::
 درگذشت مادر استاد

افسر شاهوردياني - مادر استاد شجريان شامگاه گذشته به‌دليل عوارض ناشي از بيماري قلبي درگذشت.

كتايون خوانساري - همسر محمدرضا شجريان - با تاييد اين خبر به خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت كه فردا پيكر افسر شاهوردياني تشييع و به‌خاك سپرده مي‌شود.

او گفت: مراسم بزرگداشت و يادبوي اين بانوي درگذشته طي روزهاي جاري در مشهد برگزار مي‌شود و مراسم بزرگداشت در تهران متعاقبا اعلام خواهد شد.

افسر شاهوردياني 85 ساله اهل مشهد بود و محمدرضا، احمدعلي، محمدجواد، عليرضا، نسرين و امير حاصل زندگي وي با زنده‌ياد مهدي شجريان است.

استاد محمدرضا شجریان در سوگ مادرش نشست...

«علي غزنوي»مدير روابط عمومي دل آواز در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: «افسر شاهوردياني» همسر مرحوم «مهدي شجريان» شب گذشته در مشهد بر اثر حمله قلبي دار فاني را وداع گفت.

وي افزود:بعد از بازگشت استاد «شجريان»به تهران مراسم ختمي را براي آن مرحوم برگزار خواهند كرد كه زمان آن هنوز مشخص نشده است.

«افسر شاهوردياني» مادر«محمدرضا شجريان» متولد 1300 در مشهد است كه فرزنداني چون «محمدرضا شجريان»،«عليرضا»،«نسرين»،«احمدعلي»،«محمدجواد و «امير»ثمره زندگي او با مرحوم «مهدي شجريان» است.

شجريان قرار بود تابستان امسال به همراه گروهش كنسرتي را در تهران و به دنبال آن در كشورهايي چون ايتاليا،دانمارك و دبي برگزار كند.

                                    http://media.farsnews.com/Media/8604/Images/jpg/A0310/A0310622.jpg

 

وبلاگ جواد صفر هم این واقعه دردناک را به استاد شجریان تسلیت عرض می نماید.

::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 19:12 :::
 اهانتی آشکار به هنر و موسیقی

اهانتی آشکار به هنر و موسیقی

تا هنگامی که فقه اسلامی که خط مشی و استراتژی سیاست های فرهنگی را در حکومت جمهوری اسلامی تعیین می کند ، تکلیف خود را با موسیقی ایران روشن نکند ، جفا و خیانت آشکار به موسیقی ایران همچنان ادامه خواهد داشت ؛ و امروز یکی از بارزترین نمونه ها از جفایی که صدا و سیمای ایران در حق موسیقی روا می دارد را در اینجا روایت می کنم!

به این تصویر دقت کنید !

 
 
این اجرای زنده ای از موسیقی سنتی در صدا و سیمای ایران است و آن دیوار هایی که می بینید ، دیوارهایی بین سازها و موسیقی سنتی ایران و نوازندگان آنها و بینندگان است ! این دیوار ها ، مدافع عصمت و طهارت بینندگان است تا خدای ناکرده نکند با دیدن سازهای موسیقی به گناه گرفتار نشوند . من نمی دانم که آیا چنین نمونه ای از سانسور با این همه وقاحت در اهانت به شعور مخاطبین در تاریخ رسانه ای دنیا وجود دارد یا نه اما باید بگویم که بعضی اوقات با دیدن این نمونه ها به این می اندیشم که گویا سیاست هدفمندی در راستای نابودی هنر و موسیقی ایران وجود دارد وگرنه حقیقتا این نمونه آشکار از سانسور با چه هدفی می تواند انجام شود .

هنگامی که از استاد محمد رضا لطفی خرده گرفتم که چرا استاد به رادیو تلویزیون دولتی ایران پیشنهاد داده است که کنسرت او بصورت زنده از تلویزیون در سراسر ایران پخش شود برای همین نشانه هایی بود که از صدا و سیمای ایران می دانم !

در گفتگوهایی که با یکی از نزدیکان استاد محمد رضا لطفی نیز داشتم به ایشان گفتم که من معتقدم استاد محمدرضا لطفی و بقیه استادان موسیقی ایران برای دفاع از آینده فرهنگ و موسیقی ایران ، باید صدا و سیما را در زمینه همکاری های موسیقایی تحریم کرده و عطای آن را به لقایش بخشند . استادان موسیقی باید در همه گفتگو ها و با استفاده از تمامی امکانات خود این اهانت آشکار را به چالش بکشند ! شاید با تحریم صدا و سیما از سوی همه بزرگان موسیقی و عدم اجازه به این دستگاه عریض و طویل برای استفاده ابزاری از آنها در کوتاه مدت گروهی از دوستاران موسیقی از ارتباط با موسیقی آنها محروم شوند اما من معتقدم این دین و تعهد مهمی است که تمامی استادان موسیقی ایران به آینده این هنر دارند .

استادان موسیقی ایران باید با صدای رسا به این نکات اشاره کنند که در حالی که ساز و موسیقی خودمان در رسانه خودمان نمایش داده نمی شود ، جوان ایرانی در کجا باید ساز های ایرانی را ببیند و با موسیقی خودمان آشنا شوند . جوانی که در همه ی ساعت های شبانه روز این امکان را دارد که در هزاران کانال ماهواره ای انواع سازهای دیگر همچون گیتار و پرکاشن و ... ببیند ، در حالی که تلویزیون خودمان نمایش سازها را حرام می داند ، کجا باید سازهای ایرانی همچون تار و سه تار و ... و نوازندگی آنها را ببیند و با آنها آشنا شود .

معتقدم از تمامی رسانه ها و ابزار موجود برای به چالش کشیدن صدا و سیما و مسوولان فرهنگی ایران در زمینه موسیقی باید استفاده کرد تا این صدا را به گوشهای ناشنوایشان رساند که تا زمانی که موسیقی ، ابزاری بین برنامه ای برای این رسانه است و تا زمانی که این رسانه به موسیقی به صورت جدی توجه نمی کند و تا هنگامی که هنوز حق اولیه و ابتدایی اجازه ی نمایش ساز در این رسانه وجود ندارد ، این رسانه هیچ حقی برای انتقاد از رشد موسیقی های زیرزمینی و بی توجهی به موسیقی ایرانی و ... ندارد .

::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 14:22 :::
 این مرد را عاشقانه دوست دارمش..........
               این مرد را عاشقانه دوست دارمش.............
 
 
 
         
 
 این چنین بود .......................
 
1) پسر ، شش ساله بود ... پدر داشت با خود زمزمه مي كرد . دعا مي خواند . زيارت مي خواند . اما ، زيبا ... زيبا مي خواند .
گوش پسر نسبت به صدا حساس شد ... تحت تاثير آواها قرار گرفت ... گريه كرد ...
مادر پرسيد : چرا گريه مي كني ؟ تب داري ؟ پسر گفت : نه ... و بغضش تركيد كه : پدر چه مي خواند ؟ من از خواندن پدر گريه ام گرفت ...
مادر با دست اشاره اي به نشانه تحقير و استهزا مي كند و مي گويد : چه غلط ها !!! تو برو بگير بخواب !!! واه واه !!! چه غلط ها !!!
پسر خوابيد ... و بعد ...
پسر ، محمد رضا شجريان شد ... صاحب آواز .

2) جوان تازه ديپلم گرفته بود ، معلم شد ، معلم پنجم و ششم دبستان ... در نقطه اي دور از شهر ...
فرخنده گل افشان نيز آنجا معلم بود ...
عاشق شدند ... هر دو جوان ... هردو زيبا ... هر دو هم سن ... چه مي دانستند از آينده ؟ كه جوان يك روز قبله جوانان كشور مي شود ؟ كه جوان ، يك روز ، خسرو آواز مي شود ؟
باري ...
جوان ، سنتور ديد ... اسير شد ... نجار شد ... عاشق شد ... سنتور ساخت ...
قصه شروع شد ...

3) پيرنيا سرش را از روي كاغذها بلند كرد ... گفت : اين را چه كسي خوانده بود ؟ گفتند : از شهرستان آمده ... از مشهد .
پيرنيا گفت : برگ سبز 216 باشد ... من همين را پخش مي كنم ... اسمت چيست جوان ؟
- محمدرضا .
- اهل مشهدي ؟
-آري .
- بايد منتقلت كنم تهران ... بايد تهران باشي ... حيف است .
جوان گفت : استاد اگر خواستيد صداي من را پخش كنيد ، بگوييد سياوش است . سياوش بيدكاني .
پيرنيا گفت : ميداني بيدكاني يعني چه ؟
جوان گفت گوشه اي در دشتي است .
پيرنيا گفت آفرين ... پس بلدي . حالا بگو چرا بگويم سياوش بيدكاني ؟
جوان گفت : پدر حساس هستند . مذهبي هستند . شديدا تعصب دارند . اصلا در خانه نه راديو داريم نه تلويزيون . ايشان حتي نمي داند كه من بلدم آواز بخوانم . بفهمند بد مي شود .
پيرنيا گفت : خيالت راحت ... نوشت : برگ سبز 216 ... سياوش بيدكاني ... آذر 1345 .

.....................................

ادامه را در ادامه مطلب بخوانید........


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 9:43 :::
 نشان مولانا بر سینه ی محمدرضا شجریان نشست
 

باز هم افتخاری دیگر .........


نشان مولانا در مراسم اختتاميه بزرگداشت عبدالباقي گولپينارلي از طرف بنياد ترکی مولانا به محمدرضا شجريان اهداء شد.

محمدرضا شجريان، قرار نبود دراين مراسم آوازي بخواند و يا برنامه‌اي اجرا كند اما به دنبال سخنان اسين

چلبي از نوادگان مولانا كه با ديدن شجريان افسانه اي را روايت كرد كه بر اساس آن روزي خواننده‌اي نواي ملكوتي خود را در قونيه بر مزار مولانا طنين اندز كرده بود، به روي سن رفت و به ياد آن افسانه در اين مراسم حدود يك ربع بدون هيچ گونه سازي اشعاري را از مولانا با صداي دلنشين خود خواند كه با استقبال بسيار حاضران رو به رو شد.

در پي اين اتفاق اسين جلبي قائم مقام بنياد بين المللي مولانا و بيست و دومين نواده از فرزندان مولانا نيز نشان مولانا را كه يك سنجاق سينه است و عكس مقبره مولانا بر آن حك شده به استاد آواز ايران اهدا كرد

::: |+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت 18:40 :::
 شجريان و شعر امروز
شجريان و شعر امروز
  سهيل محمودي

در دوره هايي، کساني اين افتخار را پيدا مي کنند که «نماد» و «نماينده» فرهنگ ملي و هنر سرزمين خود باشند. اين ويژگي «نماد فرهنگي» بودن، نه آسان به دست مي آيد؛ نه نهادهاي رسمي و قراردادها و آکادميک نقش چنداني در ظهور آن دارند و نه مي توان با چند تا اطلاعيه و بخشنامه و راي گيري هاي ژورناليستي و رسانه اي به چنين انتخابي دست زد. در اين چند دهه اخير چند شخصيت را سراغ داريم که در حوزه هاي گوناگون فرهنگي- هنري شخصيتي ملي به حساب مي آيند. پذيرش عموم مردم و صحه گذاشتن فرهيختگان بر اين پذيرش که در يک پروسه زماني رخ داده در اين «نماد» و «نمايندگي» نقشي موثر داشته است. مثلاً ياد مي کنم از استاد عزت الله انتظامي در سينما. استاد اکبر رادي در نمايش، استاد محمود فرشچيان در نگارگري، استاد محمدحسين شهريار در شعر و استاد محمود دولت آبادي در ادبيات داستاني. استاد شفيعي کدکني در تحقيق، استاد غلامحسين اميرخاني در خوشنويسي... و استاد محمدرضا شجريان در موسيقي. اين بزرگان هر کدام متر و اندازه هنر خويش در روزگار ما محسوب مي شوند و نماد و نماينده فرهنگ ايرانند... و اين مرتبت کمي نيست که کسي در روزگار خويش، «نماد» فرهنگ سرزمين خود باشد. اين از آن شگفتي هاي تاريخ شعر و موسيقي ما در سده اخير است. نيماي عزيز و بزرگ سعي مي کند وظايف موسيقي و شعر را به عنوان دو همزاد از هم تفکيک کند و تا حدي هم موفق بوده است. نيما خود مي گويد؛ «تمام کوشش من اين است که حالت طبيعي نثر را در شعر ايجاد کنم. در اين صورت شعر از انقياد موسيقي مقيد ما رها مي شود. شعر جهاني است سوا و موسيقي سوا. در يک جا که به هم مي رسند مي توان براي شعر آهنگ ساخت، اما شعر آهنگ نيست. همچنين مي توان براي آهنگي شعر به وجود آورد، اما شعر موسيقي نيست...» غحرف هاي همسايه نيماف

اما هم خود نيما، از دلبستگان جدي موسيقي ما است و دوستي اش با صبا و شهريار بسيار عميق بوده و هم بهترين شاگردان نيما و پيروانش هر يک سر و سري با موسيقي اصيل ايراني داشته اند. به غير از شاملو که علناً مخالفتش را با موسيقي ايراني اعلام مي کند و فروغ که نشانه اي از آشنايي اش با موسيقي ايراني نديده ام؛ ديگر شاگردان و پيروان نيما حتي دستي به ساز داشته اند. در اين بين، نماد موسيقي ايراني در اين چند دهه استاد محمدرضا شجريان يکي از جدي ترين شخصيت هاي موسيقايي است که با صداي خود- و گاه با ملودي هايي که خود ساخته و اجرا کرده- شعر نيما و نيمايي سرايان را با موسيقي ايراني پيوند مي دهد... و آن شگفتي همين است. اين طنز و پارادوکس نيست. شعر نيما و نيمايي سرايان، واقعاً از موسيقي متداول ما با جمله بندي ها و سرضرب هاي معمولش فاصله مي گيرد. اما اتفاق از آن سو پيش مي آيد. موسيقي ما به سمت شعر نيما حرکت مي کند. اين اتفاقي شگفت و خجسته است. بي هرگونه اغراق هم بايد گفت که سهم استاد محمدرضا شجريان در اين قدم برداشتن و گام زدن موسيقي در فضا و حال و هواي شعر نيمايي بيش از ديگران است؛ سهمي که امروزه نزد دانايان، به خوبي به نام او ثبت شده است. سال هاي نخستين دهه پنجاه خورشيدي است. گروهي از نوازندگان و نواسازان جوان که در هنر خويش به مهارت و ورزيدگي شايسته اي رسيده اند و چم و خم سنت موسيقايي ما را آموخته اند، پا به عرصه خلاقيت و ارائه آثار خود مي گذارند. اينان از عوامل روشنفکري بهره اي دارند.

کساني چون محمدرضا لطفي، فريدون شهبازيان، فرهاد فخرالديني و محمدرضا شجريان اين گام ها را برمي دارند. صداي شجريان با خوانندگان آن روزگار به کلي متفاوت است. گو آنکه شخصيت او در اصل و بنيان، وقار و متانتي دارد که آن فضاي باب بازار را برنمي تابد... و بعدها کسان ديگري چون آقايان کامبيز روشن روان، حسين عليزاده، برادران کامکار، عطا جنگوک، استاد حسين يوسف زماني و... در اين عرصه گام مي نهند.

اما سهم شجريان سهمي ديگر است. در جايگاه خواننده شهرام ناظري و بيژن بيژني- و پيش از آنها شادروان حسين قوامي با اجراي «شباهنگام» نيما از ساخته هاي عماد رام- کارهاي قابل تحسيني انجام داده اند. اما باز مي گويم سهم شجريان بسيار بيش از اينها است. او آگاهانه نوعي شعر اجتماعي را روايت مي کند که با مسووليت تاريخي زمانه اش و با صداي متفاوتش، هماهنگي دارد. بعدها هم خود، ملودي هايي را براساس برخي از ديگر آثار نيمايي سرايان پديد مي آورد که امروزه حاصل بيش از سه دهه تلاش و جديت او در اين عرصه او را کماً و کيفاً سرآمد هنرمندان موسيقي ايراني در رويکرد به شعر امروز و شعر نيمايي قرار مي دهد.

رويکرد استاد محمدرضا شجريان به ادبيات نيمايي تا به امروز تداوم داشته است. اتفاقاً ملودي ها و روايت هاي موسيقايي اين گونه آثار اگرچه در اول به سختي در ذهن ها جا مي افتاده- مثل خود شعر نيما در چند دهه اول- بعدها به راحتي پذيرفته شده و لااقل مي توانيم بگوييم که خواص آنها را به خوبي جذب و هضم کرده اند. امروزه به سادگي و آساني مي توانيم بگوييم صدا و هنر شجريان ما را به ترنم و تغني شعرهايي چون «فرياد» و «قاصدک» اخوان واداشته است که شايد اصلاً سراينده آنها در سال هاي خلق اين آثار گمان نمي برده که بتوان موسيقي ايراني را با اين شکل و اسلوب و هنجار درآميخت، بي آنکه شعر آسيبي ببيند يا آنکه موسيقي از اصل و نهاد و بنيان «ايراني» خود عدول کند. اين را در «بوي باران» يوسف زماني، مشيري و شجريان هم باز مي توان درک کرد. اين تلاش و کوشش مستمر و پيگير استاد شجريان راهي را براي نسل پس از او هموار کرده است که گمان مي کنم روندگان آن، پس از اين بسيار خواهند بود. هنرمندان ميانسال و جوان از اين پس، قدم هاي بعدي را برخواهند داشت... و مگر نبوده است تلاش آقاي عطا جنگوک که دو شعر بلندآوازه «شباهنگام» نيما و «به کجا چنين شتابان» استاد محمدرضا شفيعي کدکني را با همان سازهاي ايراني با ملودي و آرانژمان تصويري و صورت پردازانه ارائه کرده است. مي توان با قدري توجه و توسع اين دايره را گسترده تر ديد... و راه پيش روي آيندگان و نسل پس از استاد شجريان، آغوش گشوده است. شعر امروز، منتظر روايتي با تنوعي افزون تر در حوزه موسيقي اصيل ايراني است... راهي که با گام هاي صداي استاد شجريان آغاز شد.

::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 1:54 :::
 فهم ما از موسيقي سنتي و آواز شجريان چقدر است
فهم ما از موسيقي سنتي و آواز شجريان چقدر است
 
 متوقعان و منتظران عجول و کم صبر
  

ما به عنوان شنوندگان موسيقي سنتي از محمدرضا شجريان چه توقعي داريم؟ آيا توقعاتمان با توان اين هنرمند بي بديل موسيقي ايران از يک سو و ظرفيت ها و پتانسيل موسيقي سنتي ايران از ديگر سو همخواني دارد؟

اين دو پرسش از آن رو مطرح مي شود که در چند سال اخير در محافل موسيقايي و نيز برخي نوشته ها و سايت ها مي شنويم و مي خوانيم که چرا کارهاي شجريان تکراري شده است؟

اين پرسش ها زماني شدت افزون تري به خود گرفت که هنرمندان توانمندي چون حسين عليزاده و کيهان کلهر، که هر دوي آنها تجربه هاي گرانسنگ و متفاوتي در ارکستراسيون موسيقي ايراني دارند با استاد شجريان در يک گروه جاي گرفتند. جماعت تنوع طلب ايراني و به خصوص آنهايي که کمتر به موسيقي سنتي نگاه جدي دارند و البته براي شنيدن کارها کمتر فسفر مغز مصرف مي کنند، انتظار داشته و دارند که کارهايي مشابه «شورانگيز» را از حسين عليزاده يا همانند «شب سکوت کوير» را از کيهان کلهر آن هم در همکاري با استاد شجريان بشنوند. همچنان که در گروه تازه هم باز دو نوازنده و آهنگساز شناخته شده (سعيد فرج پوري و مجيد درخشاني) حضور دارند که تجربه هاي آنها در ارکستراسيون موسيقي سنتي اين انتظار و توقع را در شنوندگان ايجاد مي کند که کارهاي متنوع تري بشنوند؛ همانند آلبوم «در خيال» که حاصل همکاري آقاي درخشاني با استاد شجريان در نغمه بيات ترک است. (کارنامه مختصري از فعاليت هاي اين دو نوازنده و آهنگساز در پيوست همين مطلب آمده است.)

از سوي ديگر تجربه وثيق استاد شجريان در خواندن در فرم هاي مختلف ارکستري (از گروه هاي کم تعداد در يکي دو دهه اخير تا کارهايي با گروه هاي بزرگ سنتي همانند کار با استاد محمدرضا لطفي، استاد پرويز مشکاتيان و جناب فخرالديني و ارکستر ملي و...) نيز بر اين نهال ديرپاي توقع آب فراوان تري مي افشاند و آتش آن را تيزتر مي کند. پس تا اينجاي کار توانايي وجود دارد، اما متوقعان و منتظران عجول و کم صبر معتقدند اين توانايي در کارهاي اخير آقاي شجريان معطل مانده و فعليت نمي يابد.

ابتدا به اين پرسش پاسخ دهيم که آيا کارهاي آقاي شجريان تکراري است؟

شخص استاد در گفت وگويي که اخيراً از ايشان در مطبوعات منتشر شده تازه نبودن اجراهايش را تلويحاً تاييد و در پاسخ به اين پرسش که شنوندگان کارهاي شما گفته اند در اين اجراهاي تازه شما چيز جديدي نشنيده اند، گفته است؛ «شما از يک هنرمند چند سال انتظار پرکاري و خلاقيت داريد. همين که من کنسرت اجرا مي کنم بايد ممنون باشيد. من در حال گذراندن دوران بازنشستگي هستم. کساني که از ما کار نو مي خواهند سخت در اشتباهند. شيوه ما شيوه مشخصي است. ما نمي توانيم شيوه کارمان را عوض کنيم، همان طور که شما نمي توانيد به سعدي بگوييد که شعر غيرسعدي بگو... اينها توقعات بي جايي است که مردم از ما دارند.»

اگر چه کارهاي آقاي شجريان نو نيست، اما تکراري هم نيست. علت آنکه بسياري گمان مي کنند کارهاي آقاي شجريان تکراري است را بايد در نوع نگاه و نيز درک آنها از موسيقي سنتي، به خصوص اجراهاي يکي دو دهه اخير آقاي شجريان، جست وجو کرد.

موسيقي سنتي و به خصوص موسيقي آوازي و از آن ويژه تر آوازي که استاد شجريان مي خواند، پيچيده و تو بر تو است و براي فهم آن شنيدن يک بارش کفايت نمي کند و لذا لذتي که شنونده بخواهد از اين گونه کارها به دست بياورد، در لحظه به دست نمي آيد بلکه به مراقبه و البته دقت و از آن مهمتر چند بار شنيدن نيازدارد. من خود شخصاً لذتي را که از شنيدن آلبوم هاي آقاي شجريان مي برم، با آنچه که در کنسرت مي شنوم، قابل مقايسه نمي دانم. اگرچه کنسرت اجراي زنده است و حال و هواي خود را دارد، اما تجربه شخصي خود را که با برخي ديگر از شنوندگان حرفه اي موسيقي سنتي و به خصوص آوازهاي آقاي شجريان درميان گذاشته ام، آنها نيز چنين نکته اي را تاييد کرده اند. جالب توجه اين که همين تجربه سبب شده است، اگر بخواهم درباره کاري در اين سطوح به نظر شخصي و حتي در ذهن خود برسم، بايد چندين و چند بار آن را بشنوم تا بتوانم در ذهن خود به آن قطعيت برسم که کار در چه سطحي است و درباره اش قضاوتي کنم.


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 23:55 :::
 

كنسرت‌هاي جديد «شجريان» در راه است

خبرگزاري فارس:«محمدرضا شجريان»به همراه گروهش بعد از اجراي تور اروپا،در حال برنامه‌ريزي براي اجراي كنسرتهايي در ايران و خارج از كشور است.

«مجيد درخشاني»نوازنده تار در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:تابستان امسال قرار است در تهران كنسرتي را داشته باشيم اما تاريخ دقيق آن مشخص نشده،همچنين صحبت‌هايي در خصوص برگزاري كنسرتهايي در شهرستانها صورت گرفته ولي هنوز قطعي نشده است.
وي افزود:در ادامه اجراي برنامه‌هايمان در كشورهاي ديگر،در ايتاليا،دانمارك و دبي نيز كنسرتهايي را خواهيم داشت.
«درخشاني»در خاتمه خاطر نشان كرد:در حال حاضر در حال رايزني و هماهنگي براي اين برنامه‌ هستيم.
«شجريان» چندي پپش به همراه گروهش در تور موسيقايي اروپا كه از 9 ارديبهشت تا 8 خرداد برگزار شد، قطعات جديدي از ساخته‌هاي خود و «درخشاني»را اجرا كرد كه با اسقبال مواجه شد.

::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 23:50 :::
 گفت‌وگویی با استاد محمد رضا شجریان
موسیقی همواره زبان اعتراض مردم بوده است» ·

گفت‌وگویی با استاد محمد رضا شجریان

استاد محمد رضا شجریان، چهره پرآوازه و سرشناس موسیقی ایران به همراه گروه چهار نفره خود، متشکل از محمد فیروزی، سعید فرج‌پوری، مجید درخشانی و همایون شجریان، ۹ کنسرت در شهرهای مختلف اروپا از جمله در آلمان برگزار کرد.

کنسرت استاد شجریان و گروهش، در فیلارمونی شهر کلن، فرصتی نیک برای انجام گفت‌وگویی اختصاصی با ایشان بود. شجریان در گفت‌وگویی با «عصر شنبه» با اشاره به نقش و رسالت هنرمندان در قبال جامعه‌شان، موسیقی ایران را به خاطر فشارهای وارد شده به این هنر، زبان اعتراض مردم دانسته و گفته است که علیرغم شهرت زیادش، مشکلاتش در ایران بیشتر از دیگر هنرمندان موسیقی است. نقش جوانان در موسیقی سنتی ایرانی نیز یکی از دیگر موضوعاتیست که در این گفت‌وگو مطرح شده است.

                       


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 1:25 :::
 روايت جديد و توهین آميزی از دلشدگان بدست صدا و سیما

جمعه شب (۴خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۱) احتمالا بيشتر عاشقان موسيقی پای تلويزيون و منتظر پخش فيلم زيبای دلشدگان بودند. اين فيلم که از معدود آثار سينما در مورد موسيقی است نگاهی به رنج فراوانی که اساتيد موسيقی در گذشته تحمل کردند تا اين گنج را از دستبرد نامحرمان مصون نگه دارند تا بتوانند آنرا بطور کامل به نسلهای بعد برسانند، دارد. زينت بخش اين مضامين زيبا صدای سحر‌انگيز استاد شجريان و موسيقی دلربای استاد عليزاده است.

                       


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 1:17 :::
 ...و عشق من پرویز مشکاتیان
  شاه نوازنده سنتور (داماد استاد شجریان )

پرویز مشکاتیان - بهمن رجبی

از اینجا دانلود کنید

 **********************************

ازنین یار ارجمند محمد امین توتونچیان در خواست داشته اند که لینک نامه ای که جمعی از دوستان در مورد نظر استاد پایور در رابطه با تنبک را نوشته اند در اینجا قرار دهم:

 http://www.santoor-payvar.blogfa.com/post-123.aspx

**********************************

نوشته ای از سال ۱۳۸۴ به مناسبت تولد آقای مشکاتیان:

به استاد فرزانه پرویز مشکاتیان سرپرست گروه عارف:

اوایل دی ماه 138۳ بود که بر این باور رسیدیم بار دیگر و این بار پس از گذشت هفت سال شاهد بر حضور عرفا خواهیم بود.با نزدیک شدن به موعد کنسرت شاهد بر بیرون آمدن عکس دسته جمعی گروه و یاران قدیم و جدید عارف بودیم همچنین آگاه شدیم ازچگونگی قطعات و تصانیف اجرا.بروی عکسی که ظاهرا جنبه ی تبلیغاتی داشت و بروشور کنسرت پیامی به چشم می خورد و برای کسانی که دیده ی دل باز کرده بودند و با شرایط جامعه و مردم خویش همدل،پیام بسیار آشنا بود و جز این نیز از گروه عارف انتظاری نمی رفت و پیام این بود:

لحظه دیدار نزدیک است...

آه،چقدر خالیست جای اخوان بزرگ تا ببیند لحظه ی دیدارش قاصدیست برای گرما بخشیدن بر سرمای دی! و...

سرانجام در 10و11همین ماه اتفاق افتاد و یارانی که به حمایت از گروه عارف و پیامشان در تالار وزارت کشور حضور به هم رسانیده بودند شاهد بر ترنم نغمات ارائه شده از جانب گروه بودند.ضربی اصول-لاله بهار-مردم آزاده-خزان-گون و ...و دیدند و شنیدند که :

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.

باغ بی برگی-خنده اش خونیست اشک آمیز.

پس از اجرای کنسرت و با وجود دیدن اشکالاتی مانند صدابرداری ضعیف برنامه،گزارش اجرا در اکثر جراید پخش شد و آن نیز به مانند پایان یافتن روزهای اندک اجرا به اتمام رسید.اما گرمای ایجاد شده همچنان در دل اهل هنر باقی مانده بود و همگان چشم بر تک درخت بلند بالای باغ داشتند و گویا امید بر آن داشتند که با گرمای دیدگان خود به رشد و نمو آن بیفزایند تا درخت ریشه بدواند.

حال که به سالروز این اتفاق نزدیک می شویم روی سخن با شماست استاد گرانقدر،

سالهاست که با گروهی که تحت سرپرستی شماست همدلیم،استاد عزیز دیر زمانیست که مردم این مرز و بوم بهترین خاطرات موسیقایی خود را با آثار گروه عارف مرور می کنند.هرگاه که نامی از چهارگاه برده می شود بی اختیار به یاد دستان و چکاد می افتند،هنگامی که از نوا نامبرده می شود به یاد طلوع،وقتی نامی از همایون برده می شود به یاد بیداد می افتند.براستی یاد باد آن روزگاران را یاد باد...

مردم ایران زمین همواره همدل و همراز شما و گروهتان بوده اند و چه خوش گفت سایه که :

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست-تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم- پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

استاد عزیز جوانان هنر ایران زمین با افتخار نام شما را در آلبومهای خود می برند و آثار خود را تقدیم به شما می کنند.

جناب مشکاتیان وقتی که خسته از شرایط حاکم و جو موجود،به خانه بر می گردیم تسکین دهنده ی دردمان تصنیف وطن من در سه گاه است.مگر با مدد از کلام ملک الشعرا اینطور نغمه پردازی نکرده اید که:

ای خطه ی ایران مهین ای وطن من-ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

تا هست کنار تو پر از لشگر دشمن-هرگز نشود خالی از دل محن من

و تنها امیدمان به همین مهریست که با ما عجین شده است و بر این باوریم که: گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز که هست از پی شام سیه صبح سپید.

استاد عزیز،هموطنان شما با سماع گروه عارف به دست افشانی بر خواستند و حمایت خود را بطور کمال به اثبات رساندند، دیدیم و شاهد بودیم که همگان از تمامی اقشارجامعه و نه تنها آنها بلکه اکثر هنرمندان این مرز و بوم نیز با حضور خود چنان شوکت و جلالی به این حرکت شما دادند که بی سابقه بود.

استاد عزیز،به جرات می گویم کسانی که در ردیف جلوی صندلیها نشسته بودند و اقدام به تهیه بلیطی با مبلغ بیست هزار تومان کرده بودند حقوق دریافتی هر ماهشان بیش از دویست هزار تومان نبوده است.مخاطبان شما همواره شما و گروهتان را حمایت کرده اند و همراه تفکرات گروه شما بوده اند و این را به ثبات رسانده اند که :

هنوز اینجا جوانی دلنشین است-هنوز اینجا نفسها آتشین است.

بگذارید اینگونه بگویم هنردوستان ایرانی قدردان شما هنرمند فرهیخته و گروهتان بابت گنجینه ای که در موسیقی ایران بجای گذارده اید، بوده اند و خواهند بود.اما استاد گرامی در این برهه از زمان ما انتظارات بیش از این داریم.مگر نغمه پرداز محبوب مردم چند زمستان را دیده(استاد در سن 50 سالگی هستند)که اینطور خسته و دلگیر شده است.

ما همگان ظلمی که بر موسیقی و اهل آن به جفا روا داشته شده است را می دانیم و درک می کنیم.ما میدانیم که برگزاری کنسرتی اینچنینی به مانند گذراندن هفت خوان رستم است.ما میدانیم برای گرفتن مجوز تصنیفی که کلام  ان از سروده های مردم همین کشور است و حتی کتاب آن نیز به انتشار رسیده است چه سختیهایی باید متحمل شد و خلاصه کلام اینکه استاد می دانیم:

تو را از نیمه ره برگشتن یاران/ترا تزویر غمخواران/تو را هنگامه ی شوم شغالان/بانگ بی تعطیل زاغان در ستوه آورد.پس باز از زبان زنده یاد مشیری می گویم که:

من اینجا ریشه در خاکم/من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم/من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید/سرود فتح می خوانم/و می دانم تو روزی باز خواهی گشت.

استاد عزیز،مگر نه اینکه  شما در مصاحبه خود که نمونه ای از آن را در اینجا قرار داده ایم اعلام کردید و حتی نام بردید که در شهرستانهایی از قبیل اصفهان-شیراز اهوازو ...عارفیان به اجرابر خواهند خواست؟

استاد عزیز،ما مخاصبان آثار شما اعلام می داریم که با گذشت چیزی حدود یکسال ، سرو آزادی را که در 10 و 11 دی ماه یه یادگار در باغ بی برگی موسیقی آریا بوم به یادگار گذاردید در حال خشک شدن است.خواستار تداوم حرکت عارف به خصوص در شهرستانها طبق مصاحبه ی خود شما هستیم و امید آن داریم که سکوت خود و گروهتان را یشکنید تا شرری را که در دلها ایجاد کرده بودید هرچه بیشتر فروزان کنید.

استاد عزیز،ما هنور اجرای زنده آلبومهایی مانند دستان و نوا(مرکب خوانی)را شاهد نبوده ایم. پس از کلام یکی از تصانیف ساخته شده از جانب خودتان مدد می جویم که :

همراه شو عزیز

تنها نمان بدرد

کین درد مشترک هرگز جدا جدا

درمان نمی شود

دشوار زندگی

هرگز برای ما

بی رزم مشترک آسان نمی شود

به امید آنروز...

::: |+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 23:50 :::
 دانلود
آلبوم سرود مهر با صدای محمد رضا شجريان :
::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:30 :::
 
                     

 

محمدرضا شجریان"، استاد آواز ایرانی می گوید از یافتن كسی كه بعد از خودش بتواند پرچمدار آواز اصیل ایرانی باشد اصلا ناامید نیست.
"محمدرضا شجریان"، استاد آواز ایرانی می گوید از یافتن كسی كه بعد از خودش بتواند پرچمدار آواز اصیل ایرانی باشد اصلا ناامید نیست.
شجریان در پاسخ به این سوال كه آیا هیچكدام از شاگردان شما و یا شخص دیگری در آواز به جایگاهی رسیده است كه بعد از شما بتواند پرچم دار آواز ایرانی شود؟به بی بی سی گفته است: هم شاگردان من هستند و هم دیگران كه استعداد های خوبی در آنها هست. من اصلا نا امید نیستم و خوش بینانه به آینده نگاه می كنم.
وی درباره كارگاه تخصصی آوازش گفت:اول قرار نبود كه كارگاه اینقدر ابعاد گسترده ای داشته باشد. اول قرار بود كه درحد یك جلسه پرسش و پاسخ باشد، اما برای همان جلسه هم باید كسانی انتخاب می شدند كه از قبیله آواز باشند، وقتی استقبال جوانان را دیدیم و گزینش اینقدر طولانی شد تصمیم گرفتیم كه آن را مفصل تر برگزار كنیم. این بود كه كشیده شدیم به سمت شنیدن صداها و انتخاب تعدادی از بهترین های آنها كه درحد توان و انرژی ام به آنها آموزش هایی بدهم و كمكشان كنم.
وی درباره نتایج برگزاری این كارگاه می‌گوید باید دید كه چه پیش می آید؟ اما من فكر می كنم كه این جلسات مفید فایده باشد. هر كدام از این جوان هایی كه انتخاب می شوند، یك نوع آموزش و توجه خاص نیاز دارند و باید دید كه ما تا چه انداره می توانیم پیش برویم.
شجریان به كسانی كه دسترسی به كلاس و یا استادی ندارند پیشنهاد كرده است كه ببینند صدایشان به كدام خواننده نزدیك است، آلبوم های او را بگیرند گوش بدهند و تمرین كنند. یعنی به صورت جزء به جزء آن را تمرین كنند. مثلا بیت بیت اشعار او را بخوانند مثلا بیست بار پشت سر هم بخوانند و صدایشان را صبط كنند بعد گوش بدهند و ببینند كه كجای آوازشان به اصل صدا نزدیك است و كدام نیست. گوش دادن به صدای خودتان بهترین كمك است باید گوش را تربیت بدهید كه درست بشنود. اولین مرحله یادگیری آواز تقلید است. اولین قدم این است كه از خواننده ای كه صدایش نزدیك به آنهاست تقلید كنند.
وی درپاسخ به این سوال كه چرا ردیف موسیقی آقای دوامی را كه سال ها پیش ضبط كرده بودید، منتشر نمی كنید و یا چرا ردیف آوازی را دوباره اجرا نمی كنید؟گفت: ردیف آوازی او در اختیار من نیست من تصانیف ایشان را ضبط كرده ام ردیف آوازی او در اختیار وزارت فرهنگ وقت بود كه قاعدتا باید در حال حاضر دست وزارت ارشاد باشد. البته یادم می آید شور ایشان با تار آقای لطفی منتشر شده است. اما از بقیه آن خبر ندارم. باید توضیحی بدهم. ردیف چیزی جز یك فرمول نیست. خواننده باید آن را بداند و یاد بگیرد اما بعد از آن باید سعی كند كه خودش خلق كند. پس در چارچوب ردیف ماندن هم درست نیست. مهم این است كه چگونه آواز بخوانند و این ردیف آواز را چطور ارائه كنند. مشكل ما هم در این كارگاه همین است بیشتر آنها كلاس رفته اند و ردیف را می دانند اما نمی توانند آن را اجرا كنند.
شجریان درباره قطع همكاری با كیهان كلهر و حسین علیزاده نیز توضیح داد: نباید كار را تا جایی ادامه می دادیم كه به تكرار می رسید. آنها دوست داشتند با كسان دیگری كار كنند من هم دوست داشتم با كسان دیگری كار كنم.

 

 

       

 

 

ماموران سالن در عملی زشت از روشن کردن میکروفون ها و نور خودداری کردند، اما شجریان ساده و بی ریا نشست و با گروهش، بدون میکروفون این قطعه را اجرا کرد
تور بزرگ اروپائی محمد رضا شجریان خواننده نامی ایران، دوشنبه شب با اجرای کنسرت درلندن شروع شد. به گزارش روزآنلاین ، شجریان که در این تور، استاد دیگر بزرگ موسیقی ایران، علیزاده را به همراه ندارد، از ترکیب تازه ای درگروه نوازندگان خوداستفاده کرده است.
کنسرت شجریان شب یکشنبه و دوشنبه شب در تالار کدوگان لندن اجرا شد، در حالی که هر دو شب این سالن ۹۰۰ نفره صندلی خالی نداشت و بلیت ها از مدت ها قبل به فروش رفته بود؛ بلیت هایی که به قیمت ۱۰ تا ۳۵ پوند فروخته می شد.
سال گذشته هم شجریان به همراه گروهش در تالار کوئین الیزابت لندن به اجرای کنسرت پرداخت که با استقبال علاقه مندان روبرو شد، اما این بار فقط لندنی ها شاهد اجرای استاد نخواهند بود، بلکه این آغاز توری است که در تمام اروپا ادامه خواهد یافت.
این برنامه در اسلو، استکهلم، گوتنبرگ، آمستردام، فرانکفورت، کلن و بیست و نهم در برلین برگزار می شود.
● نگاهی به اجرای آغازین
اولین کنسرت شجریان در اروپا بدون گروه حیرت انگیز قبلی- جمع چهار نفره شجریان، علیزاده، کلهر و همایون که حاصل اش شماری از بهترین و ماندگارترین آلبوم های موسیقی ایرانی بود؛ از "فریاد" تا به ویژه "بی تو به سر نمی شود" و کنسرت های به یادماندنی که در حافظه موسیقی دوستان لحظه به لحظه ثبت و ماندگار شده؛ از کنسرت "همنوا با بم" در تالار وزارت کشور تا سال گذشته در کوئین الیزابت هال لندن- پیش از هر چیز دریغ و حسرتی را بر می انگیزد که چرا و چطور این گروه بی همتا در تاریخ موسیقی از هم می پاشد و دو استاد بی نظیر موسیقی ایرانی- شجریان و علیزاده- بار دیگر از همکاری درخشان شان با یکدیگر چشم پوشی می کنند.
چرایش را نمی دانم- و اساساً فرقی هم نمی کند- اما نتیجه اش کماکان یکسان است: از دست رفتن یک فرصت استثنائی در موسیقی ایران.
گروه تازه شجریان در توری که این هفته از لندن آغاز شد و در شهرهای مختلف اروپا ادامه خواهد یافت، متشکل از سعید فرج پوری[آهنگساز و نوازنده کمانچه]، مجید درخشانی[ آهنگساز و نوازنده تار]، محمد فیروزی[بربط] و همایون شجریان[ تنبک و همراهی آواز] است که در برنامه ای با عنوان "سخن سعدی" در دو بخش ماهور و شور و افشاری به اجرا برنامه می پردازند.
نکته دیگر اینکه با وجود عنوان "سخن سعدی" برای برنامه و انتخاب شعر تمام تصنیف ها و آوازها از غزلیات سعدی، قطعه ای از سروده های حافظ هم در میان برنامه وجود دارد: "سرو چمان". هرچند "سرو چمان" یادآور یکی از بهترین آلبوم های شجریان و از قطعات جاودانی اوست، اما این جا با اجرایی نه چندان دلچسب- که ناهماهنگی آشکاری بین نوازندگان دیده می شد که می تواند ناشی از تمرین اندک باشد یا تغییراتی که در موسیقی جا افتاده این قطعه رخ داده بود از جمله همخوانی ـ ضعیف ترین بخش برنامه را رقم زد.
پیش از آن اما صدای گرم و توانای شجریان تماشاگر را بر سر جای خود میخکوب کرده بود: در اولین ساز و آوازکه همراهی دلنشینی از بربط را به همراه داشت، در بخش هایی ـ مثلاً "گویم که سری دارم سر باخته در پایی"- تحریرهای استاد به اوج خود نزدیک بود.
در ساز و آواز دوم تحریرهای استاد به اوج نمی رسید- مثل بخش "بیچاره کسی است"-، اما انتخاب اشعار بکر و دست نخورده سعدی- یکی از دیگری بهتر و جذاب تر و هماهنگ تر با موسیقی ایرانی- کماکان درخشان بود و حسن انتخاب اشعار را به عنوان مهمترین امتیاز این کنسرت به رخ می کشید.
«شجریان همواره این حسن را دارد که در انتخاب اشعار نهایت دقت و حوصله را به خرج می دهد؛ برعکس شهرام ناظری که گاه چنان بی دقتی ای در انتخاب شعر می کند که می تواند ارزش هایش آلبوم یا کنسرتش را به زیر سئوال بکشد: مثل " سلامی چو بوی خوش آشنایی" یا "بیا تا قدر یکدیگر بدانیم" که هر دو از بدترین آثارش هستند.»
بخش دوم کنسرت، هماهنگی بیشتری را بین نوازندگان عیان می کرد؛ به ویژه در تصنیف "در بند عشق" ساخته خود شجریان که نوآوری هایی را در دل داشت و دلنشین ترین بخش همخوانی دو خواننده را رقم می زد.
اما شاید بهترین قطعه کنسرت، آخرین بخش آن بود که خارج از روال برنامه و به درخواست تماشاگران اجرا شد: تصنیفی بسیار زیبا و مدرن با شعری از مولانا و همخوانی طراز اول که شور و حال ویژه ای داشت؛ هرچند به دلیل عدم برنامه ریزی درست، اجرای آن به درازا کشید و ماموران سالن در عملی زشت از روشن کردن میکروفون ها و نورها خودداری کردند، اما شجریان ساده و بی ریا نشست و با گروهش، بدون میکروفون این قطعه را اجرا کرد؛ که البته شاید برای دوستداران شجریان تجربه بدی هم نبود: شنیدن صدای استاد بدون میکروفون که به قول خودش برای اولین بار اتفاق افتاد.

 

 

                              

 

محمدرضا شجریان كه دو جلسه از نخستین كارگاه آواز خود را در سال ۸۵ برگزار كرده بود، دوباره بیستم فروردین ماه به سراغ علاقه مندان و دوستداران هنر آواز می رود.
محمدرضا شجریان كه دو جلسه از نخستین كارگاه آواز خود را در سال ۸۵ برگزار كرده بود، دوباره بیستم فروردین ماه به سراغ علاقه مندان و دوستداران هنر آواز می رود.
عضو هیأت داوران كارگاه آواز شجریان در این باره گفت: به دنبال تشكیل نخستین جلسه برگزاری آزمون از افراد راه یافته به این كارگاه در روزهای بیستم و بیست و دوم فروردین، جلسات بعدی با حضور شجریان ادامه خواهد یافت. این جلسات تا زمانی كه تمام افراد انتخابی مورد آزمون قرار بگیرند برگزار می شود و در نهایت چند نفر انتخاب می شوند كه به صورت اختصاصی زیرنظر استاد آموزش می بینند.
علی جهاندار در ادامه افزود: افراد انتخابی توسط شجریان در جلسات بعدی به طور مستقیم تعلیم می بینند و مابقی هنرجویان نیز حضور خواهند داشت و به صحبت های شجریان گوش فرا می دهند. همچنین شجریان بعد از تعلیم چند نفری كه انتخاب می شوند، از بقیه افراد نیز آزمون می گیرد و در هر مرحله تعدادی را برمی گزیند. جهاندار در پایان گفت: با گذشت یك جلسه از برگزاری آزمون هنوز اسامی هیچ كسی از سوی شجریان اعلام نشده است.

::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:51 :::
 کاندیدا

«شجريان»، «ظريف» و «فخرالديني»كانديداي شوراي عالي خانه موسيقي

خبرگزاري فارس: هيئت مديره خانه موسيقي 12 نفر از اعضاي پيشكسوت اين خانه از جمله«شجريان»،«ظريف»و«فخرالديني»را به عنوان كانديداي شوراي عالي خانه موسيقي معرفي كرد.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، شوراي عالي خانه موسيقي بالاترين مرجع تخصصي و فني خانه موسيقي است و هفت نفر اعضاي آن از ميان موسيقي دانان برجسته، متعهد و خوش نام كه حداقل سي سال سابقه فعاليت در زمينه هاي مختلف موسيقي در كشور داشته و عضو خانه موسيقي باشند، به پيشنهاد هيات مديره و تصويب مجمع عمومي براي مدت سه سال انتخاب مي‌شوند.بر اين اساس در جلسه اين هفته هيئت مديره خانه موسيقي،12 نفر از اعضاي پيشكسوت اين خانه براي اين شورا انتخاب شدند.
در مجمع عمومي خانه موسيقي كه 9 ارديبهشت برگزار مي‌شود،از ميان اين 12 عضو پيشكسوت موسيقي متشكل از«مصطفي كمال پورتراب»،«محمدرضا شجريان»، «داوود گنجه‌اي»،«مجيد كياني»،«شاهين فرهت»،«كامبيز روشن روان»،«حسن رياحي»،«نصرالله ناصح‌پور»، «هوشنگ ظريف»،«محمد سرير»،«فرهاد فخرالديني»و«داريوش پيرنياكان»7 نفر به عنوان اعضاي اصلي شوراي عالي خانه موسيقي انتخاب خواهند شد.
در حال حاضر «حسين دهلوي»،«علي تجويدي»،«مصطفي كمال پورتراب»،«احمد پژمان»،«فرهاد فخرالديني»،«كامبيز روشن روان»و«حسين عليزاده»به عنوان اعضاي شوراي عالي خانه موسيقي فعاليت مي‌كنند.

::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:33 :::
 استاد شجریان چهره ماندگار آواز ایرانی
 
 

شش سال از همايش چهره‌های ماندگار می‌گذرد، اما هنوز يک سال شاهد تقدير از بزرگ مرد آواز ايران نبوده‌ايم. چرا ؟

استاد شجريان حق زيادی به گردن هنر اين آب و خاک دارد. چرا مردی که عمر خود را در راه پيشرفت موسيقی اصيل ايران گذارده، اين گونه رفتار می‌شود. مگر او فرزند اين آب و خاک نيست. بنده خود از قشر تحصيلکرده هستم، و تا سطوح بالا نيز ادامه دادهام، اما برای خود من نيز اين سوال مطرح است که به همان اندازه که برای يک استاد دانشگاه ارزش قائل می‌شويم بايد به هنرمندان هم قدر نهاد. آن استاد يا دانشمند در رشته تحصيلی خود ارزنده‌ترين خدمات را به اين کشور ارائه نموده است. اما آيا زحماتی که اساتيدی چون فرشچيان، اميرخانی، شهناز، شجريان و ... برای اعتلای هنر اين مرز و بوم کشيده‌اند را می‌توان کم‌ارزشتر از اختراعات و اکتشافات علمی دانست؟ چنين نيست. تمام اين بزرگ مردان ايران زمين برای بالا بردن نام اين کشور تلاش می‌کنند. اما هر کدام در يک جبهه. اما بيشترين ظلم هميشه در حق موسيقی می شود. از جشنواره موسيقی و برنامه‌های راديو و تلويزيون گرفته تا تقدير از اساتيد و مصاحبه با ايشان و نقد آثار. اين ظلم حتی در همايش چهره‌های ماندگار هم که محلی برای تقدير بزرگان هست هم قابل مشاهده است. البته جای تشکر دارد که اساتيدی چون شهناز، پايور، کسايي، شريف را قدر نهادند. اما در ميان اين بزرگان به حق جای يگانه مرد آواز خالی مانده است. در واقع ساالهاست که از آغاز به کار اين همايش می‌گذرد اما از اساتيد مطرحی چون استاد محمد رضا شجريان، استاد محمد موسوی، استاد محمدرضا لطفی، استاد پرويز مشکاتيان، استاد حسين عليزاده و ...  تقديری به عمل نيامده است. کارنامه تک‌تک اين اساتيد پر است از آثار خدمت به اين آب و خاک. و البته باز هم متذکر می‌شوم که بيش از همه در حق استاد شجريان جفا شده است. مردی که آواز ايرانی را به کمال رساند و به همه جهانيان عرضه نمود. نگذاريم مانند برای ما ايرانيان " چه زود دير میشود " معنا پيدا کند. مگر چند استاد نظير استاد شجريان داريم که قدر او را نمیدانيم. هر چند اگر چندين نمونه هم بود بايد قدر آنان را می دانستيم.

و سخن آخر آنکه : دستاندر کاران همايش چهره های ماندگار امسال را از دست ندهيد و به پاس زحمات چندين ساله استاد شجريان ايشان چهره برتر موسيقی معرفی نماييد.

و کلام آخر آنکه اين نکته را فراموش نکنيم

 “ ياد آنانکه رفتند را گرامی بداريم و قدر آنانکه که هستند را بدانيم”!!!

 

::: |+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 20:17 :::
 ساز خاموش و سرود مهر

ساز خاموش و سرود مهر«شجريان» منتشر شد

كنسرت آذر84 محمدرضا شجريان در قالب دو آلبوم موسيقي «ساز خاموش» و «سرود مهر» توسط شركت دل آواز منتشر شد.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،اين دو آلبوم كه در واقع بخش اول و دوم كنسرت «محمدرضا شجريان»در آذر سال 84 است به صورت مجزا و با نام‌هاي «ساز خاموش» و «سرود مهر» منتشر شده‌اند كه در «ساز خاموش»كه بخش نخست اين كنسرت در مايه آواز دشتي است،«شجريان»به همراه«عليزاده»،«كلهر» و «همايون»قطعاتي چون «پيش درآمد دشتي»از«يوسف فروتن»،«تار و كمانچه»،«ساز و آواز دشتي» از«عطار»،تصنيف دشتي «مرا رها كن»از «مولانا»،«تار»،آواز«خسروشيرين»بر روي شعري از«حافظ»،«ساز و آواز دشتستاني» و تصنيف «ساز خاموش» بر اساس اشعاري از «شفيعي كدكني» را اجرا كرده است.


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 20:0 :::
 ساخت فیلم در مورد استاد
ستند «رازمانا» درباره محمدرضا شجريان، استاد آواز موسيقي ايران، مراحل فيلمبرداري را طي مي‌كند.
حسن نقاشي كارگردان اين مستند در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: اين مستند در راستاي كارگاه هاي آموزشي استاد شجريان و نحوه آموزش آواز ايشان به علاقه‌مندان در حال ساخت است كه خاطرات و تجربيات ايشان را در زمينه آواز شامل مي شود.
به گفته وي اين مستند غير از نسخه  2  ساعته‌اي است كه از كلاس هاي آموزشي شجريان تهيه مي‌شود.اين نسخه در آينده از طريق موسسه رسانه‌هاي تصويري در اختيار علاقه مندان به آواز ايراني قرار خواهد گرفت.
كارگردان مستند «رازمانا»افزود: در زمان ساخت نسخه آموزشي اين كارگاه به توافق رسيديم مستند رازمانا را هم درباره شخص ايشان بسازم.
نقاشي مي گويد: در اين مستند علاوه بر گزارشي كه از كارگاه آموزشي ايشان داده مي شود به جزييات زندگي و نحوه كار ايشان نيز پرداخته مي‌شود.اين مستند اولين فيلمي است كه درمورد اين استاد شاخته مي‌شود.
وي ادامه داد: مستند راز مانا حدودا  20  دقيقه خواهد بود و به بيان نكاتي درباره استاد شجريان مي‌پردازد. اين مستند براي علاقه مندان به اين استاد جالب خواهد بود و مخاطب را هرچه بيشتر به ايشان نزديك مي كند.
نقاشي درباره ساخت مستند رازمانا گفت: مستند فوق همزمان با كلاس هاي آموزشي شجريان از اول اسفند ماه كليد خورده است و تا  22  فروردين ادامه خواهد داشت.
::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 17:19 :::
 95درصد
بیشتر معلمان آواز در سراسر ایران صلاحیت تدریس ندارند و یکی از انگیزه های مهم من در تشکیل کارگاه های آواز نشان دادن راه درست برای تعلیم و آموزش آواز است.

به گزارش خبرنگار مهر ، محمدرضا شجریان با بیان این مطلب افزود : من همیشه به دنبال راهی بوده ام تا آواز ما سمت و سوی آکادمیک پیدا کند تا هنرجویان ما این قدر سرگشته نباشند.


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 11:44 :::
 گفتگو با استاد

تازه ترین مصاحبه ی استاد شجریان

 

امروز ، پنجشنبه 2/1/1386 ، راديو ايران ،‌ بين ساعات  15 تا  16 ،‌ اقدام به پخش مصاحبه اي با استاد شجريان کرد . در اين يك ساعت مصاحبه ، بيشتر سوالها در مورد برگزاري كارگاه آموزشي آواز بود . اين مصاحبه ، كه تازه ترين مصاحبه‌ي استاد شجريان هم هست ، بسيار شنيدني است . علاوه بر كارگاه آواز ، سوالاتي پيرامون باغ هنر بم ،‌ شيوه هاي صحيح خواندن آواز و وضعيت موسيقي ايراني مطرح شد .

مطمئنم شنيدن اين مصاحبه حتي براي كساني كه به موسيقي ايراني و استاد شجریان علاقه اي ندارند ، خالي از لطف نخواهد بود .

 

 

 

 

 

       برای دانلود مصاحبه روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 20:16 :::
 

سلام این مطلبو یکی از رفیقام گفت که بزارم وگرنه من تمایل چندانی به این کار نداشتم

 

اين خبر از سروش سيدي تكراري نيست و اين وبلاگ با وب هايه ديگر فرق ميكند اگرخودتان بخوانيد كاملا متوجه ميشود خيلي واضح وكاملتر از خبرهاي قبلي كه وب لاگ وسايتها در مورد در مورد سروش سيدي نوشته بودندبراتون نوشتم اما بازم اين را بگم كه با اين كه خيلي از از اطلاعات رو براتون نوشتم بازم خلاصه  از سروش سيدي هست بقيشو در پستهاي بعدي مينويسيم آخه جمع آوري مطلب از سروش سيدي تمامي نداره اين بار كه اين مطالب زير را خوانديد قضاوت كنيد مطمئنم كه خيلي ها كه بدوبيرا ميگفتد بعد از خواندن اين مطالب نظرشان عوض ميشود در ضمن اين را هم بدونيد كه به جون عزيزترين افراد تو زندگيم قسم ميخورم كه تمامي اين مطالب راست حسيني هست و خودم  چند وقت وآقا سروش شديم و خلاصه اينكه به هركي ميپرستيد قسم كه همه اينها رو خودم با كلي تحقيق گير اورديم و اينكه باز به جون هركي كه مي پرستيد قسم مي خورم همه اين مطالب راست هست .


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 17:50 :::
 گزارش تصویری
اولین کارگاه تخصصی آواز ایرانی، به همت محمرضا شجریان در فرهنگستان هنر، واقع در زعفرانیه تهران، با استقبال جوانان علاقمند موسیقی در طی چهار جلسه برگزار شد. در این جلسات محمدرضا شجریان در ارتباط با ردیف های آواز ایرانی برای علاقمندان صحبت کرد.

در این جلسات علاقمندان به آواز، هر یک قطعات کوتاهی اجرا می کردند و شجریان نکات مثبت و منفی را به خواننده گوشزد می کرد. تصویرها را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 19:0 :::
 لغو
کنسرت استاد شجریان در استرالیا لغو شد
کنسرت محمدرضا شجریان که قرار بود از اول فروردین ماه سال 1386در استرالیا برگزار شود لغو شد.

به گزارش خبرنگار مهر ، قبلا مجید درخشانی (نوازنده تار)در گفتگو با مهر اعلام کرده بود که شجریان به همراه گروه موسیقی قرار است از اول تا دوازدهم ماه آینده در این کشور به اجرای برنامه بپردازد .

بر اساس گفته های یکی از نزدیکان استاد ، این سلسله برنامه ها ،به دلیل عدم برنامه ریزی اصولی از سوی محمدرضا شجریان لغوشده است.

::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 13:4 :::
 تور نوروزی
تور نوروزی محمدرضا شجریان در استرالیا

تور نوروزی محمدرضا شجریان در استرالیا
محمدرضا شجریان به همراه گروهش در استرالیا به اجرای برنامه موسیقی می پردازد.

مجید درخشانی ضمن بیان این مطلب در گفتگو با خبرنگار مهر گفت:کنسرت نوروزی  استاد محمدرضا شجریان از روز اول تا 12 فروردین ماه در استرالیا ، نیوزلند و سیدنی برگزار می شود. 

این آهنگسازو نوازنده تار در ادامه به قسمت های مختلف این کنسرت نوروزی اشاره کرد وگفت:یک بخش از این کنسرت در دستگاه سه گاه و بخش دیگر، ترکیبی از قطعات جدید و قدیمی است .

وی افزود:دربخش سه گاه، تصنیفی از مرتضی محجوبی و شیدا با پیش در آمد و چهار مضراب سعید فرج پوری و در بخش دوم نیز تصانیفی از محمدرضا شجریان ، درویش خان و همچنین یک قطعه قدیمی را با پیش در آمدی از ساخته های خودم اجرا می کنیم .     

درخشانی همچنین درباره فعالیت های گروه موسیقی خورشید گفت:به اتفاق اعضای گروه موسیقی خورشید مشغول اجرا و ضبط  آثار حسین علیزاده در چهارگاه و بیات ترک هستیم وقرار است کنسرت آن دراردیبهشت و خردادماه سال آینده برگزار شود.

لازم به ذکر است سعید فرج پوری کمانچه، همایون شجریان آواز و تنبک ،محمد فیروزی عود و مجید درخشانی نوازنده تار ، محمد رضا شجریان را در تور نوروزی  همراهی می کنند.    

::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 11:17 :::
 
مشكاتيان،‌ اسطوره ي آهنگسازي تاريخ موسيقي ايران شكي نيست كه اگر از هر علاقه مند به موسيقي ايراني در مورد برترين هاي آهنگسازي در تاريخ موسيقي ايران سؤال نمايند، يكي از پاسخ هاي اش پرويز مشكاتيان خواهد بود. آري! پرويز مشكاتيان با دغدغه هاي فكري خود در رابطه با اعتلاي فرهنگ موسيقي و همراهي مضراب صاف و زلال و دل و روان بي آلايش اش در سرايش نغممه ها، قطعاتي را تقديم به جامعه ي علاقه مند نمود كه بعد از سال ها، هر بار كه به آنها گوش مي كنيم، باز هم براي مان تازگي دارد، درست همچون غزل حافظ كه هر بار كه مي خوانيم شان، باز هم براي مان حرف تازه اي دارد. در مجموع اين تنها نوع نوازندگي و تكنيك آن نيست كه در موسيقي كاربرد دارد، بلكه مهم تر از آن اصالت دروني و فرهنگي است كه يك قطعه ي موسيقايي را ماندگار مي سازد و اين درست همان چيزي است كه قطعات ساخته ي مشكاتيان از آن بهره مند است. آثار او بيشتر حاصل تقابل درون او با جامعه اي است كه در آن زندگي مي كند. اين كشمكش به يك جنگ و جدال تبديل مي شود كه در نهايت، چون هنرمند از زبان هنري براي مقابله با آن استفاده مي نمايد، به نوعي خود را بروز مي دهد كه نمونه اش را در آثار مشابه آثار پرويز مشكاتيان مي بينيم. بازتاب اين عكس العمل هنري نيز در رفتار علاقه مندان به آن صورت خود را نشان مي دهد كه پرويز مشكاتيان به حق مي شود اسطوره ي تاريخ موسيقي ايراني در آهنگسازي. بدون شك كساني چون مشكاتيان و پايور براي هميشه در بحث آهنگسازي خود را جاودانه كرده اند، حال آن كه مي بينيم روش نوازندگي منحصر به فردشان هم در اين زمينه، كمك مؤثر و شاياني به آهنگسازی اشان كرده است و در اين حالي است كه به طور معمول خيلي ها كه آهنگساز خوبي بوده اند، به طور لازم نوازنده ي متبحّري نبوده اند. نوازنده ي متبحّر هم كه دليلي ندارد آهنگساز خوبي هم بتواند باشد. علاقه مندان و جوانان فعّال در عرصه ي موسيقي بايستي با كنكاش دقيق در رفتار چنين هنرمنداني، به خودآموزي در اين عرصه بپردازند و متوجّه شوند كه چرا مشكاتيان مي شود مشكاتيان؟ چرا آثار يك هنرمند ماندگار مي شود؟ چرا نام او همواره بر سر زبان ها است؟ و هزار چراي ديگر كه پاسخ اش را خودش بايستي بيابد. و امّآ مشكاتيان اين روزها خيلي سرحال نيست، درست مثل بقيه ي هنرمنداني كه بايد هر روز ساز و نواي آنها را بشنويم و لذّت ببريم، امّا كنج عزلت گزيده اند و حتّي برايخودشان هم مضراب و زخمه اي نمي زنند! دلايل هاي آن را بارها و بارها گفته ايم و ديگر لزومي ندارد كه تكراشان كنيم. باشد كه تا روز قیامت، گوش شنوايي پيدا شود!
::: |+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 19:34 :::
 

یه سری عکس برای اونایی که دلشون برای عکسای استاد تنگ شده بود

 

              استاد در نمايي زيبا با همايون 5 ساله                                     

       يك والپيپر از استاد     

                                                     

       استاد در اركستر بزرگ ملي در چهلستون                                

  

                         استاد با هابيل علي اف در دي 71                                          

 

  استاد در كنسرت رودبار به نفع زلزله زدگان رودبار                    

 

        استاد در ديدار با جليل شهناز در بيمارستان                                

 

استاد در جلسه قرآن پدرش

 

استاد به همراهی عمو ،

 

استاد به همراه اهل خانواد ه در حیاط خانه

 

استاد با احمد عبادی خیلی صمیمی

 

استاد در تیر 72 با فخرالدینی و همایونپور

 

استاد بالای سر بنان در بیمارستان

 

دیدار با شهناز در بیمارستان آراد

 

استاد با عبادی و مجد در قضای سبز

 

استاد در یکی از شکارگاههای خراسان

 

استاد در پارك ارم تهران

 

استاد در حال تمرين با همايون براي برگزاري كنسرت آلمان در مهر 1378

 

استاد در يكي از پارك هاي اطراف واشنگتن در شهريور 1369

 

استاد با احمد عبادي زمان اجراي برنامه در تلويزيون بغداد

 

استاد در منزل اديب خوانساري در 3 مهر 1358

 

 

 

 

 

 و اما ترکهای صوتی و تصویری

 

 

 

تصنيف نگارناپايدار  (تصويري)

 

تصنيف دل ديوانه (صوتي)

 

تصنيف فرياد (صوتي)

 

 

 

::: |+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 18:42 :::
 گفتگوی اختصاصی

گفتگوی اختصاصی با محمد رضا شجریان

 

در سومین سالروز زمین لرزه بم، رادیو زمانه، گفتگویی اختصاصی داشته با محمد رضا شجریان، خواننده نامدار ایرانی، درباره پروژه «باغ هنر بم» و وضعیت فعلی این طرح. شجریان در آغاز گفتگو از آغاز پروژه سخن گفت:

«ما برنامه هایمان را یک هفته پس از زلزله آغاز کردیم. سه شب کنسرت داشتیم که درآمد آنرا به این پروژه اختصاص دادیم. درآمد حاصل از تکثیر دی.وی.دی و وی.سی.دی این کنسرت با عنوان «همنوا با بم» را هم صرف این کار کردیم. چند شرکت مانند پاناسونیک و سونی به ما کمک کردند و هریک حدود چهل تا پنجاه هزار دلار پرداخت کردند و بخشی دیگر هم کمک های مردمی بود. تاکنون توانسته ایم حدود 850 میلیون تومان جمع آوری کنیم در صورتیکه پروژه ما به 5/4 میلیارد تومان نیاز دارد. باید سخت تلاش کنیم تا به این مبلغ دست پیدا کنیم. نزدیک به سه سال از زمین لرزه بم گذشته و متاسفانه مردم تقریباً فراموش کرده اند که باید کمک کنند. بم همچنان ویران است. پروژه ما متوقف نشده ولی بسیار کند پیش می رود.»


کنسرت همنوا با بم

- پروژه در حال حاضر در چه وضعیتی است؟

ما هفت هزار متر زیربنا داریم که شش هزار متر از آنرا سقف زده ایم و همه چیز هم به صورت ضدزلزله است و شاید آنرا به شکل یک مدرسه موسیقی درآوریم و یا دانشکده هنر که بتوانیم چند هنر را در آن تدریس کنیم. یک باغ سنتی هم با بودجه شهرداری بم و طرح ما در سیزده هکتار و هفت هزار متر ایجاد خواهد شد.

- برای تامین هزینه های پروژه ، به جز خود شما و کنسرت هایتان، هیچ نهادی از داخل یا خارج از کشور همکاری کرده است؟

از خارج از ایران خیر. چون ما تحریم هستیم و ارز به ایران وارد کردن مشکل است. ما هر فعالیتی در این زمینه کردیم به جایی نرسید. همه کمک ها از داخل صورت گرفته است. انجمن های معماری هم نزدیک به سیصد – چهارصد میلیون کمک کردند. دایماً در حال برگزاری جلساتی هستیم با شرکت ها و انجمن های گوناگون که هر کدام به ما برای کمک قول هایی داده اند.

- سازمان های دولتی داخل ایران هم از طرح پشتیبانی کرده اند؟

نه. ما هیچوقت از سازمان های دولتی چیزی نخواستیم و آنها هم چیزی به ما نگفتند و پا پیش نگذاشتند. ما هر کاری کردیم با کمک های مردمی بوده است.

- همراهی هنرمندان با شما چطور بود؟

همراهی هنرمندان در روزهای اول نسبتاً خوب بود ولی اکنون دیگر ما تنها هستیم. هیچکس دیگر ما را به یاد ندارد.

- خواسته شما از ایرانیانی که در کشورهای گوناگون توان پشتیبانی از پروژه باغ هنر بم را دارند چیست؟ چگونه می توانند با شما در ارتباط باشند؟

یک شماره حساب در بانک ملی است، شعبه هفت تیر، کد 444، به نام محمد رضا شجریان، ریالی 4280 و ارزی به شماره 220077 . تا کنون شاهد کمک ارزی نبودیم، به جز چندین مورد در کنسرت هایی که در خارج از کشور داشتم، برخی دوستان کمک های مختصری کردند.

- صحبت دیگری در پایان گفتگو دارید؟

تنها همین که ایرانیان در هر کجا که هستند مردم بم را فراموش نکنند. مردم بم همچنان چشم انتظارند و این شهر همچنان خاموش و خوابیده است.

::: |+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 17:40 :::
 استقبال از استاد
كنسرت محمدرضا شجريان در سالن A  يونسكو با استقبال علاقه‌مندان موسيقي روبرو شد.

سعيد فرج پوري نوازنده كمانچه و يكي از اعضاي گروه شجريان ضمن اعلام اين خبر به همشهري آنلاين گفت:

اين برنامه در ساعت 19 و 30 روز شنبه (23 دي مصادف با 13 ژانويه) بر گزار شد و استقبال از آن بسيار زياد بود به نحوي كه ما به تقاضاي تماشاگران چند بار به صحنه بازگشته و قطعاتي را بازنوازي كرديم .

گروه همراه آقاي شجريان به دعوت يك موسسه فرهنگي فرانسوي به اين شهر آمده اند و در شب نخست قطعاتي را در دستگاه ماهور و نيز دستگاه سه گاه به تماشاي عموم نهادند.

فرج پوري گفت كه در اين برنامه قطعاتي از ساخته هاي من و نيز مجيد درخشاني هم توسط شجريان و فرزندش همايون خوانده شد. در گروه تازه شكل گرفته شجريان كه قرار است بهار آينده در ايران هم كنسرت داشته باشند، محمد فيروزي هم عود مي نوازد
همزمان با اجراي شجريان درفرانسه، شهرام ناظري هم در تئاتر دولاويل شهر پاريس اجراي برنامه خواهد داشت.

 

::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 12:6 :::
Template Redesign By Majid.Y