شاه نوازنده سنتور (داماد استاد شجریان )

پرویز مشکاتیان - بهمن رجبی
از اینجا دانلود کنید
**********************************
ازنین یار ارجمند محمد امین توتونچیان در خواست داشته اند که لینک نامه ای که جمعی از دوستان در مورد نظر استاد پایور در رابطه با تنبک را نوشته اند در اینجا قرار دهم:
http://www.santoor-payvar.blogfa.com/post-123.aspx
**********************************
نوشته ای از سال ۱۳۸۴ به مناسبت تولد آقای مشکاتیان:
به استاد فرزانه پرویز مشکاتیان سرپرست گروه عارف:
اوایل دی ماه 138۳ بود که بر این باور رسیدیم بار دیگر و این بار پس از گذشت هفت سال شاهد بر حضور عرفا خواهیم بود.با نزدیک شدن به موعد کنسرت شاهد بر بیرون آمدن عکس دسته جمعی گروه و یاران قدیم و جدید عارف بودیم همچنین آگاه شدیم ازچگونگی قطعات و تصانیف اجرا.بروی عکسی که ظاهرا جنبه ی تبلیغاتی داشت و بروشور کنسرت پیامی به چشم می خورد و برای کسانی که دیده ی دل باز کرده بودند و با شرایط جامعه و مردم خویش همدل،پیام بسیار آشنا بود و جز این نیز از گروه عارف انتظاری نمی رفت و پیام این بود:
لحظه دیدار نزدیک است...
آه،چقدر خالیست جای اخوان بزرگ تا ببیند لحظه ی دیدارش قاصدیست برای گرما بخشیدن بر سرمای دی! و...
سرانجام در 10و11همین ماه اتفاق افتاد و یارانی که به حمایت از گروه عارف و پیامشان در تالار وزارت کشور حضور به هم رسانیده بودند شاهد بر ترنم نغمات ارائه شده از جانب گروه بودند.ضربی اصول-لاله بهار-مردم آزاده-خزان-گون و ...و دیدند و شنیدند که :
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.
باغ بی برگی-خنده اش خونیست اشک آمیز.
پس از اجرای کنسرت و با وجود دیدن اشکالاتی مانند صدابرداری ضعیف برنامه،گزارش اجرا در اکثر جراید پخش شد و آن نیز به مانند پایان یافتن روزهای اندک اجرا به اتمام رسید.اما گرمای ایجاد شده همچنان در دل اهل هنر باقی مانده بود و همگان چشم بر تک درخت بلند بالای باغ داشتند و گویا امید بر آن داشتند که با گرمای دیدگان خود به رشد و نمو آن بیفزایند تا درخت ریشه بدواند.
حال که به سالروز این اتفاق نزدیک می شویم روی سخن با شماست استاد گرانقدر،
سالهاست که با گروهی که تحت سرپرستی شماست همدلیم،استاد عزیز دیر زمانیست که مردم این مرز و بوم بهترین خاطرات موسیقایی خود را با آثار گروه عارف مرور می کنند.هرگاه که نامی از چهارگاه برده می شود بی اختیار به یاد دستان و چکاد می افتند،هنگامی که از نوا نامبرده می شود به یاد طلوع،وقتی نامی از همایون برده می شود به یاد بیداد می افتند.براستی یاد باد آن روزگاران را یاد باد...
مردم ایران زمین همواره همدل و همراز شما و گروهتان بوده اند و چه خوش گفت سایه که :
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست-تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم- پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
استاد عزیز جوانان هنر ایران زمین با افتخار نام شما را در آلبومهای خود می برند و آثار خود را تقدیم به شما می کنند.
جناب مشکاتیان وقتی که خسته از شرایط حاکم و جو موجود،به خانه بر می گردیم تسکین دهنده ی دردمان تصنیف وطن من در سه گاه است.مگر با مدد از کلام ملک الشعرا اینطور نغمه پردازی نکرده اید که:
ای خطه ی ایران مهین ای وطن من-ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
تا هست کنار تو پر از لشگر دشمن-هرگز نشود خالی از دل محن من
و تنها امیدمان به همین مهریست که با ما عجین شده است و بر این باوریم که: گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز که هست از پی شام سیه صبح سپید.
استاد عزیز،هموطنان شما با سماع گروه عارف به دست افشانی بر خواستند و حمایت خود را بطور کمال به اثبات رساندند، دیدیم و شاهد بودیم که همگان از تمامی اقشارجامعه و نه تنها آنها بلکه اکثر هنرمندان این مرز و بوم نیز با حضور خود چنان شوکت و جلالی به این حرکت شما دادند که بی سابقه بود.
استاد عزیز،به جرات می گویم کسانی که در ردیف جلوی صندلیها نشسته بودند و اقدام به تهیه بلیطی با مبلغ بیست هزار تومان کرده بودند حقوق دریافتی هر ماهشان بیش از دویست هزار تومان نبوده است.مخاطبان شما همواره شما و گروهتان را حمایت کرده اند و همراه تفکرات گروه شما بوده اند و این را به ثبات رسانده اند که :
هنوز اینجا جوانی دلنشین است-هنوز اینجا نفسها آتشین است.
بگذارید اینگونه بگویم هنردوستان ایرانی قدردان شما هنرمند فرهیخته و گروهتان بابت گنجینه ای که در موسیقی ایران بجای گذارده اید، بوده اند و خواهند بود.اما استاد گرامی در این برهه از زمان ما انتظارات بیش از این داریم.مگر نغمه پرداز محبوب مردم چند زمستان را دیده(استاد در سن 50 سالگی هستند)که اینطور خسته و دلگیر شده است.
ما همگان ظلمی که بر موسیقی و اهل آن به جفا روا داشته شده است را می دانیم و درک می کنیم.ما میدانیم که برگزاری کنسرتی اینچنینی به مانند گذراندن هفت خوان رستم است.ما میدانیم برای گرفتن مجوز تصنیفی که کلام ان از سروده های مردم همین کشور است و حتی کتاب آن نیز به انتشار رسیده است چه سختیهایی باید متحمل شد و خلاصه کلام اینکه استاد می دانیم:
تو را از نیمه ره برگشتن یاران/ترا تزویر غمخواران/تو را هنگامه ی شوم شغالان/بانگ بی تعطیل زاغان در ستوه آورد.پس باز از زبان زنده یاد مشیری می گویم که:
من اینجا ریشه در خاکم/من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم/من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید/سرود فتح می خوانم/و می دانم تو روزی باز خواهی گشت.
استاد عزیز،مگر نه اینکه شما در مصاحبه خود که نمونه ای از آن را در اینجا قرار داده ایم اعلام کردید و حتی نام بردید که در شهرستانهایی از قبیل اصفهان-شیراز اهوازو ...عارفیان به اجرابر خواهند خواست؟
استاد عزیز،ما مخاصبان آثار شما اعلام می داریم که با گذشت چیزی حدود یکسال ، سرو آزادی را که در 10 و 11 دی ماه یه یادگار در باغ بی برگی موسیقی آریا بوم به یادگار گذاردید در حال خشک شدن است.خواستار تداوم حرکت عارف به خصوص در شهرستانها طبق مصاحبه ی خود شما هستیم و امید آن داریم که سکوت خود و گروهتان را یشکنید تا شرری را که در دلها ایجاد کرده بودید هرچه بیشتر فروزان کنید.
استاد عزیز،ما هنور اجرای زنده آلبومهایی مانند دستان و نوا(مرکب خوانی)را شاهد نبوده ایم. پس از کلام یکی از تصانیف ساخته شده از جانب خودتان مدد می جویم که :
همراه شو عزیز
تنها نمان بدرد
کین درد مشترک هرگز جدا جدا
درمان نمی شود
دشوار زندگی
هرگز برای ما
بی رزم مشترک آسان نمی شود
به امید آنروز...
::: |
+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 23:50
:::