|
درباره محمدرضا شجريان در 6شب : روياي نيمه شب تابستان - سميه قاضيزاده- همشهری
درباره محمدرضا شجريان در 6شب : روياي نيمه شب تابستان
سميه قاضيزاده- همشهری
در فصل برگزاري كنسرتها، محمدرضا شجريان در 6شب، پررونقترين اجراها را رقم زد اجرايي موفق كه پيش از آغازش حاشيههاي زيادي داشت.در آن چند سالي كه محمدرضا شجريان در ايران برنامه اجرا نميكرد، حسرت شنيدن صدايش به صورت زنده به دل طرفدارانش مانده بود. هم در سال82 كه كنسرت بم اجرا شد و هم سال گذشته كه تالار وزارت كشور ميزبان استاد بود، خيليها از كنسرت جا ماندند و نتوانستند از نزديك استاد را ببينند و صدايش را بشنوند تا اينكه تيرماه امسال خبر رسيد استاد قرار است در 6 شب برنامه اجرا كند و مشتاقانش را دريابد. اينبار شجريان پسر پدرش را در خواندن همراهي ميكرد و اجرا حاصل كار گروه آوا بود. از لحظه اعلام خبر كنسرت تا به سر رسيدن آن 6 شب اتفاقات جورواجوري رخ داد. به اضافه اينكه هر كدام از شبهاي اجرا حال و هواي خاص خودش را داشت. با وجود در نظر گرفتن تالار بزرگ وزارتكشور براي اجرا و ابتكار فروش اينترنتي بليتها، باز هم خيليها به صداي زنده استاد نرسيدند و ناچار شدند به خواندن گزارشها و شنيدن سي دي و كاست «غوغاي عشقبازان» كه قطعاتي از آثار كنسرت را در برداشت ، دل خوش كنند. روايت شب چهارم اين كنسرت را بخوانيد. استاد كه تازه سوگوار فوت مادرش شده بود و خيليها حتي براي يك دقيقه ديدن او در مجلس ترحيم خانم افسر شركت كردند، تصميم گرفت كه بالاخره بعد از اجراهاي مختلف دور دنيا كه حدود 70 روز طول كشيده بود، به همراه گروه «آوا» در تهران هم كنسرتي را برگزار كند. محمدرضا شجريان اينبار تركيب جديدي از «مجيد درخشاني» (تار)، «حسن رضايي نيا» (دف و دايره)، «سعيد فرجپوري»(كمانچه)، «محمد فيروزي» (بربط) و همايون ـ كه با تنبك و آواز روي صحنه حاضر شده بود ـ را براي اجرايش رو كرد تا نشان دهد كه هنوز خواننده در آثار او در محور اجرا قرار دارد. چند هفته پيش همايون ـ كه رسما به عنوان فرزند خلف و نماينده پدر حاضر ميشود و تا جايي كه بتواند مثل سايه او را دنبال ميكند ـ يك كنفرانس خبري ترتيب داد و علام كرد كه تصميم به برگزاري كنسرتي 6 روزه با نام «استاد سخن سعدي» از 8 تا 15 مرداد دارند كه قيمت بليتهايش هم بسته به جاي نشستن از 15 تا 30 هزار تومان خواهد بود. ادامه مطلب ::: |+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 16:59
:::
كنسرت گروه آژين
کنسرت گروه آژين کنسرت گروه نوجوانان آژين شب گذشته با سرپرستی پیام قرنی پایان یافت اين کنسرت با اجرا پنج نفره که اعضاي ان عبارتند از: سارا اميني(تار).بهنوش سالاري(دف).رضا مير اسدي(کمانچه) ؛ميثم اردلان(سنتور) و پيام قرني(تنبک ؛ اواز ؛تکنوازي تار) به مدت پنج شب به اجراي کنسرت پرداختند .خاطر نشان شود که اين کنسرت با استقبال بي سابقه ي مردم رو به رو شد وبا 21 ميليون فروش پر فروش ترين در غرب کشور شد.اين کنسرت در دستگاه بيات کرد و شور اجرا شد که در اخر با خواندن دو تصنيف قديمي که يکي از انها مرغ سحر و ديگري يک اهنگ از سيد علي اصغر کردستاني بود پايان يافت .اين کنسرت با وجود سن کم نوازندگان به خوبي وبا رضايت بينندگان پايان يافت.
منبع : http://www.m-h-k-h.blogfa.com ::: |+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 19:31
:::
اندر حکایت صدا و سیما
اندر حكايت صدا و سيما به بهانه پخش فيلم " افسانه 1900 "
امروز يعني جمعه 86/5/12 شبكه 3سيما ، فيلم سينمايي " افسانه 1900 " را پخش كرد و من از طريق يكي از دوستانم متوجه پخش آن شدم و انصافا هم كه فيلمي زيبا بود با داستاني فوق العاده و اما حرف من ... خيلي تعجب كردم كه اين فيلم (افسانه 1900 ) از تلويزيون ملي ايران پخش مي شود . تلويزيوني كه حاضرنيست كه ساز ايراني كه اصالت و فرهنگ ماست نشان دهد ولي حالا فيلمي را پخش مي كند كه اساس آن موسيقي است . آن هم موسيقي غربي ، غربي كه اينها با همه چيزش مشكل دارند . من حرف سياسي نمي زنم فقط حرف دلم را مي گويم . من در كار و سياست اين صدا و سيما مانده ام . فيلم دلشدگان مرحوم حاتمي را طوري نشان مي دهد كه گويي اصلا دلشدگان نيست. از بس كه آن را سانسور ميكند داستانش عوض ميشود . اين كه از دلشدگان ، آن هم از برنامه اي كه از شبكه يك پخش كردند و سازها را پشت ديواري قرار داده بودند كه نكند چشم جوان مملكت به ساز بيفتد و جوان ما به گناه دچار شود . آن هم از نوع گناه كبيره اش .. حالا همين تلويزيون دارد فيلمي هاليوودي كه در آن سازهاي غربي وجود دارد را نشان مي دهد آن هم بدون هيچ سانسوري و تمام سازهايي هم كه در فيلم وجود دارد نشان مي دهد و حتي نواختن آنها را هم توسط شخصيتهاي فيلم نشان مي دهد. سازهايي نظير : گيتار ، پيانو ، ترمپت ، ... چطور است كه نمايش اين سازها موردي ندارد ولي نشان دادن سازي مثل كمانچه ، سنتور ، تمبك ، تار ، سه تار و .... كه متعلق به همين كشور است همين كشوري كه صدا و سيما هم متعلق به آن است و جوان ايراني بايد با سازهاي كشورش آشنا شود اشكال دارد. بعدا انتظار داريم جوان ما به موسيقي اصيل هم روي آورد . حالا شما قضاوت كنيد !! ::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 20:3
:::
گزارش جواد صفر از شب اول کنسرت استاد
گزارش جواد صفر از شب اول کنسرت استاد
دوشنبه 8 مرداد 86 . اولين روز برگزاري كنسرت استاد . ساعت 4:30 بود كه راهي شدم. ساعت 6 بود كه به تالار وزارت كشور رسيدم. جلوي درب شلوغ بود . هنوز چيزي مشخص نبود . آيا كنسرت برگزار مي شود يا نه ؟ جلوي درب ايستاده بودم كه جواني از سرباز جلوي درب سوال كرد كه : " آقا آخر چي ميشه ؟ برگزار مي شه يا نه ؟ سرباز : بله آقا برگزار ميشه . چرا برگزار نشه . يه سري مشكلات بود كه آقاي شجريان حل كردند " جواب سرباز استرسم را كمتر كرد . جلوي درب اشخاصي بودند كه از چهرشان مشخص بود كه اهل موسيقي نيستند و اصلا نمي دانند استاد شجريان كيست !! و فقط براي فروش بليطهايشان آمده بودند . باز هم بازار سياه . جوني بود كه ازش پرسيدند : كنسرت ساعت چند شروع ميشه ؟ گفت : " من كاري به اين كارا ندارم ... من اومدم بليطمو بفروشم برم " بليط 25000 توماني اش را 100000 تومان قيمت گذاشته بود . ساعت 7 بود كه درب باز شد و مردم داخل خيابان كم كم داخل شدند. در سالن انتظار منتظر مانده بوديم تا دربهاي سالن باز شود كه ناگهان چشمم به استاد بي بديل سنتور ، پرويز مشكاتيان افتاد . با عجله خوش را به داخل سالن رساند . حدوداي ساعت 7:50 بود كه درب هاي سالن را به روي مشتاقان باز كردند . با ديدن دكور زيبا و منحصر بفرد چند دقيقه اي به آن خيره شدم . همه منتظر استاد بودند . ساعت 8:30 بود كه چراغ هاي سالن را خاموش كردند صداي تشويق 3000 نفر يكمرتبه بلند شد . همه به احترام حضرت استاد ايستادند . استاد به همراهي محمد فيروزي و مجيد درخشاني از سمت چپ سن و همايون و سعيد فرجپوري و حسين رضايي نيا از سمت راست سن ، وارد شدند . با لباس هايي سنتي و زيبا كه واقعا برازنده اعضاي گروه بود . گروه سر جاي خود نشستند . هر كس سازش را به دستش گرفت تا آن را كوك كند . صداي تار مجيد درخشاني به گوش رسيد . قطعه انتظار از ساخته هاي مجيد درخشاني توسط گروه نواخته شد و استاد ساكت بودند . پس از اين قطعه آواز شروع شد . صداي آسماني اش بر تمام وجودم به يكباره - همچون آبي كه بر آتش مي ريزند - آرامش خاصي بخشيد . پس از آؤاز قطعه سرو چمان آغاز شد . سرو چمان من چرا ..... هر چه بگويم كم است از اجراي استاد در اين تيكه از تصنيف : "" سرو چمان من چرا "" .... غم از سر و رويش مي بارد اين را با تمام وجودم حس مي كنم ..... وقتي اين تيكه را ( سرو چمان من چرا ) مي شنوي دوست داري سرت را بر روي ديوار بگذاري و تا مي تواني اشك بريزي !! يك تيكه از اين تصنيف چه بر حال من مي آورد ....... واي بر حال همه اش ........ آواز ادامه مي يابد و تمام سالن مست از اين صدا . پس از آواز چهار مضراب دلكش آغاز مي شود از ساخته هاي مجيد درخشاني . بعد از چهار مضراب باز هم ساز و آواز و بعد از آن پايان بخش ، بخش اول برنامه تصنيف سخن عشق است از ساخته هاي حضرت استاد. بخش اول در دستگاه ماهور بود . زمان آنتراكت به جلوي سالن جايي كه مردم جمع شده بودند رفتم و چشمم به جمال هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سايه) روشن شد . قسمت دوم برنامه حدودا ساعت ۲۲:۱۰ بود كه شروع شد . قسمت دوم برنامه در دستگاه شور و آواز افشاري بود. در ابتداي قسمت دوم قطعه ديدار سپس آواز بر قطعه ديدار پس از آن تصنيف " درفراق " ساخته استاد و بعد از آن ساز و آواز افشاري و در ادامه چهار مضراب افشاري از ساخته هاي سعيد فرجپوري اجرا شد و سپس ساز و آواز قرائي اجرا شد . پس از ساز و آواز ، گروه سازهاي خود را روي زمين گذاشتند و ايستادند در روي سن و در مقابل مردم و مردم نيز به شدت آنها را تشويق مي كردند ... صدايي از بين مردم به گوش مي رسيد : "" مرغ سحر .... مرغ سحر.... "" مردم خواستار اجراي مرغ سحر بودند . استاد گفت : " مرغ سحر را كه زياد برايتان اجرا كرده ايم ... به جاي مرغ سحر تصنيف باده عشق كه ساخته سعيد فرجپوري است و شعرش نيز از مولاناست برايتان اجرا مي كنم " پس از اجراي تصنيف باز هم مردم يكصدا فرياد مي زدند "" مرغ سحر ... مرغ سحر ... "" كه استاد اول تعظيم كردند و سپس سن را ترك كردند .. حدود 15 دقيقه مردم به صورت ايستاده استاد را تشويق مي كردند و يكصدا مي گفتند :"" استاد دوستت داريم ... "" استاد به همراه گروهش بار ديگر به روي سن آمدند مردم خوشحال شدند و تصور كردند كه استاد قصد اجراي مرغ سحر را دارد ولي استاد چند لحظه اي با گروه ايستادند و دوباره رفتند . مردم خواستار اجراي مرغ سحر بودند كه مسئولين سالن و برگزاري گفتند كه استاد در حال ترك كردن سالن است . مردم هم صدا با هم مرغ سحر را خواندند . مرغ سحر ناله سر كن ... داغ مرا تازه تر كن .... تا به اينجا رسيد : ظلم ظالم ، جور صياد ... كه نمي دانم به چه دليلي صداي پيانويي سالن را فرا گرفت و مردم سالن را ترك كردند . اي كاش ... اي كاش استاد مرغ سحر را مي خواند تا دل ما را كه از اين همه ظلم و ستم نسبت به استاد پر بود را تسلي بخشد . يكي از بهترين شبهاي زندگي من هم سپري شد ... غنيمت دان اگر روزي به شادي در رسي اي دل پس از چندين تحمل ها كه زير بار غم كردي
::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 23:22
:::
شب اول کنسرت استاد شجریان به گزارش خبرگزاریها
«شجريان» و «مشكاتيان» همديگر را در آغوش كشيدند به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، «محمدرضا شجريان» و «پرويز مشكاتيان» سالها در كنار هم موسيقيهاي به ياد ماندني را خلق كردند.اين ارتباط و همدلي تا آنجا ادامه يافت كه اين دو هنرمند كنسرتهاي بسياري را در داخل و خارج از كشور اجرا نمودند اما به يكباره و بر اثر برخي اختلافات و مشكلات اين دو استاد بزرگ موسيقي از هم جدا افتادند. در اين سالها «شجريان» و «مشكاتيان» هركدام جداگانه به فعاليت پرداختند و در هيچ كدام از برنامهها و كنسرتهايي همديگر نيز حضور نيافتند. اما ديشب در اولين روز از برگزاري كنسرت «شجريان»، «پرويز مشكاتيان» در برنامه حضور يافت و قبل از شروع شدن كنسرت اين دو هنرمند بزرگ كشورمان دور از چشم همگان با هم روبهرو شدند و يكديگر را به نشانه برطرف شدن اختلافات و كدورتها در آغوش گرفتند.پس از صحبتي كوتاه ، «مشكاتيان»در تالار و «شجريان» برروي سن قرار گرفت وكنسرت با تشويقهاي مردم آغاز شد. آشتي دوباره «شجريان» و «مشكاتيان» اتفاق خوشايندي بود كه در شب اول كنسرت گروه آوا در تالار بزرگ وزارت كشور رخ داد. اصل خبر در خبرگزاری فارس نخستين اجراي تابستاني محمدرضا شجريان به سرانجام رسيد سيل جمعيتي كه شامگاه گذشته پشت در كوچك تالار بزرگ كشور متوقف شده بودند، بالاخره به تالار راه پيدا كردند و تا از سردرگمي پيداكردن جايگاه و صندلي رها شوند، ساعت 20:30 دقيقه شد، اما عقربههاي ساعت تالار روي 3:30 دقيقه توقف كرده است. مردم، نگران از خبري ديگر و شنيدن اينكه بايد سالن را ترك كنند، چشم به سن دوختهاند و هنوز مطمين نيستند. به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جمعيت سههزار نفري برخاستند، پدر از يكسو و پسر از سوي ديگر و نوازندگان از پي، روي سنگي چيده بر آب، با پسزمينهي نقاشي دوره صفويه - نقشي برگرفته از كتاب سعدي - وارد شدند. صحنهي كنسرت "استاد سخن سعدي" ظاهرا هيچ كم كسري نداشت. تار را مجيد درخشاني بهدست گرفت، تنبك را همايون شجريان، حسين رضايينيا، دف و محمد فيروزي، بربط را برداشتند و سعيد فرجپوري هم كمانچهنواز گروه بود. بخش اول را با دستگاه ماهور آغاز كردند. نوازندگان قطعهاي نواختند و شجريان اما ساكت؛ سپس استاد آواز ايران با تكنوازي كمانچهي فرجپوري، سعدي را بازخواني كرد و جمعيت سراپا بهگوش: هرکس به تماشايي، رفته است به صحرايي ما را که تو منظوري، خاطر نرود جايي قطعهي ديگر، آواز شجريان با همراهي صداي جوان فرزندش - همايون - در فضا پيچيد: سرو چمان من چرا، ميل چمن نميكند همدم گل نميشود ياد چمن نميكند شجريان ادامه ميدهد و زخمهي تار درخشاني او را همراهي ميكند. تا كي روم از عشق تو شوريده به هر كوي تا كي شوم از شور تو ديوانهي هر كوي آخرين قطعهاش را خواند، بخش نخست به پايان رسيد و ناگهان صحنه تنها شد. تا جمعيت دوباره به سالن برگردند، ساعت 22:15 دقيقه ميشود و گويا شجريان قرار است تا نيمههاي شب بخواند و مايههاي شور و دشتي درهم بياميزد. اين بخش با صداي دف آغاز شد و كمانچهي فرجپوري با همراهي، تنبك همايون، تار درخشاني و بربط محمد فيروزي، او را همراهي كردند و همايون هم اما خواند. من چرا دل به تو دادم كه دلم ميشكني يا چه كردم دگربار نظر مي نكني آوازخوانيهاي شجريان در اين بخش طولانيتر از هر اجرايي بود. برخي مشتاق و اما جمعي خسته، چشم برهم گذاشتند ... . انتظار ميرفت بهرغم حضور هنرمندان نوپردازي چون درخشاني و فيروزي در گروه، پديدهي تازهاي در اجراي استاد آواز ايران بروز كند، اما گويا ضروري است كارهاي گذشته و قديمي، همچنان رج بخورند. در نهايت محمدرضا شجريان كار را با يك مثنوي مولانا، كمي متفاوت از ساير قطعههاي طولاني و يكنواخت و با شور بيشتري، به سرانجام رساند. من از كجا، بند از كجا، باره بگردان ساقيا آن جام جانافراي را، برريز برجان ساقيا اين قطعه را سعيد فرج پوري ساخته بود. مردم يكپارچه برخاسته با كفزدنهاي ممتد حدود 10 دقيقهيي، درخواست ميكردند كه استاد، ترانهي مرغ سحر را، گويي براي زندهكردن خاطراتشان بخواند؛ شجريان اما به تعظيم و ترك صحنه اكتفا كرد. در حاليكه جمعيت بهسوي سن هجوم آورده بودند و چراغهاي موبايل فضا را روشن كرده بود، بيش از دوهزار نفر خود مرغ سحرخوانان، صحنه و تالار وزارت كشور را ترك كردند. هوشنگ ابتهاج و پرويز مشكاتيان، ميهمانهاي ويژهي نخستين شب اين اجراها بودند. اين كنسرت روزهاي 9، 11، 12، 14 و 15 مردادماه جاري، در تالار بزرگ كشور ادامه مييابد. اصل خبر در ایسنا
منبع : www.delawaz.blogfa.com
بقيه مطلب درادامه مطلب ادامه مطلب ::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 20:2
:::
خبرگزاری مهر گزارش داد:
دوم: گزارش های بعدی حاکی از این بود که : سوم: مديرکل دفتر موسيقي معاونت هنري وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي گفت: با هماهنگي هاي انجام شده با وزارت کشور و رفع برخي ابهام ها در جدول برنامه هاي اعلام شده گروه برگزار کننده اين برنامه کنسرت استاد شجريان در موعد مقرر برگزار مي شود. - در همین راستا این سوالات قابل طرح است: ۱- چرا فکر می کنند که اگر ۱۹ یا ۲۰ هزار نفر از مردمی که دوستدار موسیقی هستند یکجا جمع شوند، این قضیه ی خطرناک و ناجوری است؟ آیا دلایل سیاسی دارد؟ ندارد ؟ ما که داریم روش فکر می کنیم... ۲- در سال های قبل مبلغ ۵/۱ میلیون تومان از طرف اماکن اخذ می شده است؟ و این بار ۳۰ میلیون تومان ؟ خوب این که طبیعی است ... کار بدی نکرده اند، نرخ تورم را تاثیر داده اند .... بنزین هم که سهمیه بندی شده ! ۳- حالا ایمان آوردید که استاد شجریان ما واقعا استاد است؟ که می تواند در یک چنین شرایطی روی صحنه برود و آواز ممتاز هم بخواند؟ بنده ی نوعی که نمی خواهم تا آخر عمرم جلوی ۳۰۰۰ نفر آواز بخوانم از مطالعه ی این اخبار به قدری اعصاب و روانم پریشان شده است و به بیماری لرزش دل و دست مبتلا گشته ام، که با خود گفتم وای به اعصاب آن که همه ی این چیزها به نام او تمام می شود . چه حرصی بخورد استاد، که سودجویان از همین الان فحش ها و ناسزاهایی که می خواهند به تمام تاریخ بدهند را جمع کرده اند که نثار استاد کنند ... ۴- با هماهنگی های انجام شده و رفع برخی ابهام ها مشکل حل شد ؟؟؟ برخی ابهام ها چه بود ؟ ۵- در پایان به کلیه ی عزیزانی که طرفدار هنرمندان خاصی هستند، به کلیه ی سودجویان عزیز، به کلیه ی کسانی که اصولا منتظر فرصت می باشند، تبریک و تهنیت عرض می کنم، زیرا که به لطف مدیریت عالی آقایان، وبه لطف زیرساخت های معرکه ی سیستم فن آوری اطلاعات کشور، و به لطف سرورهای دشمن شکن قوی ترین بانک ایران در تجارت الکترونیک - که نتوانست بلیط های یک کنسرت را مثل آدم بفروشد و سرورش داغان شد ! - خلاصه به لطف همه ی این عوامل، این بار فرصت جهت متلک پرانی، فحش و ناسزا، تخریب شخصیت، و تمام کردن همه چیز حتی سهمیه بندی بنزین! به نام استاد شجریان ! آماده و مهیا است . ما هم البته حسابی تمرین کرده و خود را آماده ی شنیدن انواع و اقسام صحبت های منطقی و بی منطقی ! آماده کرده ایم . عادتمان شده است. کنسرت ۸۲ و کنسرت ۸۴ تمرین خوبی بود. حیف استاد که گویا تصمیم گرفته است دو سال دوسال برای مردم ایران برنامه اجرا کند . بعد از ۸۴ این بار فحش دهندگان محترم خود را برای ۸۶ اماده کنند . ۶- و خداوند در قرآن فرمود: ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم، مگر آن که خود بخواهند ...
انا الله مع الصابرین .... منبع : www.delawaz.blogfa.com ::: |+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 12:4
:::
غوغای عشق بازان . تازه ترین اثر استاد محمدرضا شجریان
غوغای عشق بازان
تازه ترین اثر استاد محمدرضا شجریان و گروه آوا، به نام "غوغای عشق بازان" ، هشتم مرداد و همزمان با کنسرت استاد شجریان به صورت سی دی صوتی و کاست ، منتشر میشود . "غوغای عشق بازان" در مایه افشاری ست و شامل ساخته هایی از سعید فرج پوری و استاد شجریان .
منبع : www.delawaz.blogfa.com ::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 19:10
:::
تاخیر در فروش بلیط کنسرت استاد
در هنگام ورود به سایت دل آواز به پیغام زیر بر می خوریم :
هنردوستان ارجمند از آنجا که تاخیر پیش آمده در شروع به کار سایت فروش بلیط های کنسرت استاد شجریان منجر به رنجش خاطر شما عزیزان گردیده بسیار متاسفیم. تیم فنی سایت فروش ضمن پذیرش مسئولیت تمامی مشکلات پیش آمده و عذر خواهی صمیمانه از هموطنان عزیز، استاد شجریان و گروه آوا، تمام همت خود را به کار گرفته است تا در حداقل زمان ممکن مشکلات پیش آمده را مرتفع نموده و شرایط مناسب برای خرید بلیط را فراهم سازد. لذا با تاکید بر رعایت شرایط توزیع منصفانه بلیط و حفظ حقوق کلیه علاقه مندان استاد شجریان به اطلاع می رساند که فروش بلیط تا صبح روز چهار شنبه سوم مرداد ماه 1386 آغاز نخواهد شد.
خوب مشکلات فروش اینترنتی هم این است دیگر... ما هم صبر می کنیم ... همیشه موفق باشی استاد .... ::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 19:6
:::
|
|
||||

پيش از آغازش حاشيههاي زيادي داشت.


