تبليغاتX
عاشق حضرت استاد محمد رضا شجريان
 شجريان و شعر امروز
شجريان و شعر امروز
  سهيل محمودي

در دوره هايي، کساني اين افتخار را پيدا مي کنند که «نماد» و «نماينده» فرهنگ ملي و هنر سرزمين خود باشند. اين ويژگي «نماد فرهنگي» بودن، نه آسان به دست مي آيد؛ نه نهادهاي رسمي و قراردادها و آکادميک نقش چنداني در ظهور آن دارند و نه مي توان با چند تا اطلاعيه و بخشنامه و راي گيري هاي ژورناليستي و رسانه اي به چنين انتخابي دست زد. در اين چند دهه اخير چند شخصيت را سراغ داريم که در حوزه هاي گوناگون فرهنگي- هنري شخصيتي ملي به حساب مي آيند. پذيرش عموم مردم و صحه گذاشتن فرهيختگان بر اين پذيرش که در يک پروسه زماني رخ داده در اين «نماد» و «نمايندگي» نقشي موثر داشته است. مثلاً ياد مي کنم از استاد عزت الله انتظامي در سينما. استاد اکبر رادي در نمايش، استاد محمود فرشچيان در نگارگري، استاد محمدحسين شهريار در شعر و استاد محمود دولت آبادي در ادبيات داستاني. استاد شفيعي کدکني در تحقيق، استاد غلامحسين اميرخاني در خوشنويسي... و استاد محمدرضا شجريان در موسيقي. اين بزرگان هر کدام متر و اندازه هنر خويش در روزگار ما محسوب مي شوند و نماد و نماينده فرهنگ ايرانند... و اين مرتبت کمي نيست که کسي در روزگار خويش، «نماد» فرهنگ سرزمين خود باشد. اين از آن شگفتي هاي تاريخ شعر و موسيقي ما در سده اخير است. نيماي عزيز و بزرگ سعي مي کند وظايف موسيقي و شعر را به عنوان دو همزاد از هم تفکيک کند و تا حدي هم موفق بوده است. نيما خود مي گويد؛ «تمام کوشش من اين است که حالت طبيعي نثر را در شعر ايجاد کنم. در اين صورت شعر از انقياد موسيقي مقيد ما رها مي شود. شعر جهاني است سوا و موسيقي سوا. در يک جا که به هم مي رسند مي توان براي شعر آهنگ ساخت، اما شعر آهنگ نيست. همچنين مي توان براي آهنگي شعر به وجود آورد، اما شعر موسيقي نيست...» غحرف هاي همسايه نيماف

اما هم خود نيما، از دلبستگان جدي موسيقي ما است و دوستي اش با صبا و شهريار بسيار عميق بوده و هم بهترين شاگردان نيما و پيروانش هر يک سر و سري با موسيقي اصيل ايراني داشته اند. به غير از شاملو که علناً مخالفتش را با موسيقي ايراني اعلام مي کند و فروغ که نشانه اي از آشنايي اش با موسيقي ايراني نديده ام؛ ديگر شاگردان و پيروان نيما حتي دستي به ساز داشته اند. در اين بين، نماد موسيقي ايراني در اين چند دهه استاد محمدرضا شجريان يکي از جدي ترين شخصيت هاي موسيقايي است که با صداي خود- و گاه با ملودي هايي که خود ساخته و اجرا کرده- شعر نيما و نيمايي سرايان را با موسيقي ايراني پيوند مي دهد... و آن شگفتي همين است. اين طنز و پارادوکس نيست. شعر نيما و نيمايي سرايان، واقعاً از موسيقي متداول ما با جمله بندي ها و سرضرب هاي معمولش فاصله مي گيرد. اما اتفاق از آن سو پيش مي آيد. موسيقي ما به سمت شعر نيما حرکت مي کند. اين اتفاقي شگفت و خجسته است. بي هرگونه اغراق هم بايد گفت که سهم استاد محمدرضا شجريان در اين قدم برداشتن و گام زدن موسيقي در فضا و حال و هواي شعر نيمايي بيش از ديگران است؛ سهمي که امروزه نزد دانايان، به خوبي به نام او ثبت شده است. سال هاي نخستين دهه پنجاه خورشيدي است. گروهي از نوازندگان و نواسازان جوان که در هنر خويش به مهارت و ورزيدگي شايسته اي رسيده اند و چم و خم سنت موسيقايي ما را آموخته اند، پا به عرصه خلاقيت و ارائه آثار خود مي گذارند. اينان از عوامل روشنفکري بهره اي دارند.

کساني چون محمدرضا لطفي، فريدون شهبازيان، فرهاد فخرالديني و محمدرضا شجريان اين گام ها را برمي دارند. صداي شجريان با خوانندگان آن روزگار به کلي متفاوت است. گو آنکه شخصيت او در اصل و بنيان، وقار و متانتي دارد که آن فضاي باب بازار را برنمي تابد... و بعدها کسان ديگري چون آقايان کامبيز روشن روان، حسين عليزاده، برادران کامکار، عطا جنگوک، استاد حسين يوسف زماني و... در اين عرصه گام مي نهند.

اما سهم شجريان سهمي ديگر است. در جايگاه خواننده شهرام ناظري و بيژن بيژني- و پيش از آنها شادروان حسين قوامي با اجراي «شباهنگام» نيما از ساخته هاي عماد رام- کارهاي قابل تحسيني انجام داده اند. اما باز مي گويم سهم شجريان بسيار بيش از اينها است. او آگاهانه نوعي شعر اجتماعي را روايت مي کند که با مسووليت تاريخي زمانه اش و با صداي متفاوتش، هماهنگي دارد. بعدها هم خود، ملودي هايي را براساس برخي از ديگر آثار نيمايي سرايان پديد مي آورد که امروزه حاصل بيش از سه دهه تلاش و جديت او در اين عرصه او را کماً و کيفاً سرآمد هنرمندان موسيقي ايراني در رويکرد به شعر امروز و شعر نيمايي قرار مي دهد.

رويکرد استاد محمدرضا شجريان به ادبيات نيمايي تا به امروز تداوم داشته است. اتفاقاً ملودي ها و روايت هاي موسيقايي اين گونه آثار اگرچه در اول به سختي در ذهن ها جا مي افتاده- مثل خود شعر نيما در چند دهه اول- بعدها به راحتي پذيرفته شده و لااقل مي توانيم بگوييم که خواص آنها را به خوبي جذب و هضم کرده اند. امروزه به سادگي و آساني مي توانيم بگوييم صدا و هنر شجريان ما را به ترنم و تغني شعرهايي چون «فرياد» و «قاصدک» اخوان واداشته است که شايد اصلاً سراينده آنها در سال هاي خلق اين آثار گمان نمي برده که بتوان موسيقي ايراني را با اين شکل و اسلوب و هنجار درآميخت، بي آنکه شعر آسيبي ببيند يا آنکه موسيقي از اصل و نهاد و بنيان «ايراني» خود عدول کند. اين را در «بوي باران» يوسف زماني، مشيري و شجريان هم باز مي توان درک کرد. اين تلاش و کوشش مستمر و پيگير استاد شجريان راهي را براي نسل پس از او هموار کرده است که گمان مي کنم روندگان آن، پس از اين بسيار خواهند بود. هنرمندان ميانسال و جوان از اين پس، قدم هاي بعدي را برخواهند داشت... و مگر نبوده است تلاش آقاي عطا جنگوک که دو شعر بلندآوازه «شباهنگام» نيما و «به کجا چنين شتابان» استاد محمدرضا شفيعي کدکني را با همان سازهاي ايراني با ملودي و آرانژمان تصويري و صورت پردازانه ارائه کرده است. مي توان با قدري توجه و توسع اين دايره را گسترده تر ديد... و راه پيش روي آيندگان و نسل پس از استاد شجريان، آغوش گشوده است. شعر امروز، منتظر روايتي با تنوعي افزون تر در حوزه موسيقي اصيل ايراني است... راهي که با گام هاي صداي استاد شجريان آغاز شد.

::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 1:54 :::
 فهم ما از موسيقي سنتي و آواز شجريان چقدر است
فهم ما از موسيقي سنتي و آواز شجريان چقدر است
 
 متوقعان و منتظران عجول و کم صبر
  

ما به عنوان شنوندگان موسيقي سنتي از محمدرضا شجريان چه توقعي داريم؟ آيا توقعاتمان با توان اين هنرمند بي بديل موسيقي ايران از يک سو و ظرفيت ها و پتانسيل موسيقي سنتي ايران از ديگر سو همخواني دارد؟

اين دو پرسش از آن رو مطرح مي شود که در چند سال اخير در محافل موسيقايي و نيز برخي نوشته ها و سايت ها مي شنويم و مي خوانيم که چرا کارهاي شجريان تکراري شده است؟

اين پرسش ها زماني شدت افزون تري به خود گرفت که هنرمندان توانمندي چون حسين عليزاده و کيهان کلهر، که هر دوي آنها تجربه هاي گرانسنگ و متفاوتي در ارکستراسيون موسيقي ايراني دارند با استاد شجريان در يک گروه جاي گرفتند. جماعت تنوع طلب ايراني و به خصوص آنهايي که کمتر به موسيقي سنتي نگاه جدي دارند و البته براي شنيدن کارها کمتر فسفر مغز مصرف مي کنند، انتظار داشته و دارند که کارهايي مشابه «شورانگيز» را از حسين عليزاده يا همانند «شب سکوت کوير» را از کيهان کلهر آن هم در همکاري با استاد شجريان بشنوند. همچنان که در گروه تازه هم باز دو نوازنده و آهنگساز شناخته شده (سعيد فرج پوري و مجيد درخشاني) حضور دارند که تجربه هاي آنها در ارکستراسيون موسيقي سنتي اين انتظار و توقع را در شنوندگان ايجاد مي کند که کارهاي متنوع تري بشنوند؛ همانند آلبوم «در خيال» که حاصل همکاري آقاي درخشاني با استاد شجريان در نغمه بيات ترک است. (کارنامه مختصري از فعاليت هاي اين دو نوازنده و آهنگساز در پيوست همين مطلب آمده است.)

از سوي ديگر تجربه وثيق استاد شجريان در خواندن در فرم هاي مختلف ارکستري (از گروه هاي کم تعداد در يکي دو دهه اخير تا کارهايي با گروه هاي بزرگ سنتي همانند کار با استاد محمدرضا لطفي، استاد پرويز مشکاتيان و جناب فخرالديني و ارکستر ملي و...) نيز بر اين نهال ديرپاي توقع آب فراوان تري مي افشاند و آتش آن را تيزتر مي کند. پس تا اينجاي کار توانايي وجود دارد، اما متوقعان و منتظران عجول و کم صبر معتقدند اين توانايي در کارهاي اخير آقاي شجريان معطل مانده و فعليت نمي يابد.

ابتدا به اين پرسش پاسخ دهيم که آيا کارهاي آقاي شجريان تکراري است؟

شخص استاد در گفت وگويي که اخيراً از ايشان در مطبوعات منتشر شده تازه نبودن اجراهايش را تلويحاً تاييد و در پاسخ به اين پرسش که شنوندگان کارهاي شما گفته اند در اين اجراهاي تازه شما چيز جديدي نشنيده اند، گفته است؛ «شما از يک هنرمند چند سال انتظار پرکاري و خلاقيت داريد. همين که من کنسرت اجرا مي کنم بايد ممنون باشيد. من در حال گذراندن دوران بازنشستگي هستم. کساني که از ما کار نو مي خواهند سخت در اشتباهند. شيوه ما شيوه مشخصي است. ما نمي توانيم شيوه کارمان را عوض کنيم، همان طور که شما نمي توانيد به سعدي بگوييد که شعر غيرسعدي بگو... اينها توقعات بي جايي است که مردم از ما دارند.»

اگر چه کارهاي آقاي شجريان نو نيست، اما تکراري هم نيست. علت آنکه بسياري گمان مي کنند کارهاي آقاي شجريان تکراري است را بايد در نوع نگاه و نيز درک آنها از موسيقي سنتي، به خصوص اجراهاي يکي دو دهه اخير آقاي شجريان، جست وجو کرد.

موسيقي سنتي و به خصوص موسيقي آوازي و از آن ويژه تر آوازي که استاد شجريان مي خواند، پيچيده و تو بر تو است و براي فهم آن شنيدن يک بارش کفايت نمي کند و لذا لذتي که شنونده بخواهد از اين گونه کارها به دست بياورد، در لحظه به دست نمي آيد بلکه به مراقبه و البته دقت و از آن مهمتر چند بار شنيدن نيازدارد. من خود شخصاً لذتي را که از شنيدن آلبوم هاي آقاي شجريان مي برم، با آنچه که در کنسرت مي شنوم، قابل مقايسه نمي دانم. اگرچه کنسرت اجراي زنده است و حال و هواي خود را دارد، اما تجربه شخصي خود را که با برخي ديگر از شنوندگان حرفه اي موسيقي سنتي و به خصوص آوازهاي آقاي شجريان درميان گذاشته ام، آنها نيز چنين نکته اي را تاييد کرده اند. جالب توجه اين که همين تجربه سبب شده است، اگر بخواهم درباره کاري در اين سطوح به نظر شخصي و حتي در ذهن خود برسم، بايد چندين و چند بار آن را بشنوم تا بتوانم در ذهن خود به آن قطعيت برسم که کار در چه سطحي است و درباره اش قضاوتي کنم.


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 23:55 :::
 

كنسرت‌هاي جديد «شجريان» در راه است

خبرگزاري فارس:«محمدرضا شجريان»به همراه گروهش بعد از اجراي تور اروپا،در حال برنامه‌ريزي براي اجراي كنسرتهايي در ايران و خارج از كشور است.

«مجيد درخشاني»نوازنده تار در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:تابستان امسال قرار است در تهران كنسرتي را داشته باشيم اما تاريخ دقيق آن مشخص نشده،همچنين صحبت‌هايي در خصوص برگزاري كنسرتهايي در شهرستانها صورت گرفته ولي هنوز قطعي نشده است.
وي افزود:در ادامه اجراي برنامه‌هايمان در كشورهاي ديگر،در ايتاليا،دانمارك و دبي نيز كنسرتهايي را خواهيم داشت.
«درخشاني»در خاتمه خاطر نشان كرد:در حال حاضر در حال رايزني و هماهنگي براي اين برنامه‌ هستيم.
«شجريان» چندي پپش به همراه گروهش در تور موسيقايي اروپا كه از 9 ارديبهشت تا 8 خرداد برگزار شد، قطعات جديدي از ساخته‌هاي خود و «درخشاني»را اجرا كرد كه با اسقبال مواجه شد.

::: |+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 23:50 :::
 گفت‌وگویی با استاد محمد رضا شجریان
موسیقی همواره زبان اعتراض مردم بوده است» ·

گفت‌وگویی با استاد محمد رضا شجریان

استاد محمد رضا شجریان، چهره پرآوازه و سرشناس موسیقی ایران به همراه گروه چهار نفره خود، متشکل از محمد فیروزی، سعید فرج‌پوری، مجید درخشانی و همایون شجریان، ۹ کنسرت در شهرهای مختلف اروپا از جمله در آلمان برگزار کرد.

کنسرت استاد شجریان و گروهش، در فیلارمونی شهر کلن، فرصتی نیک برای انجام گفت‌وگویی اختصاصی با ایشان بود. شجریان در گفت‌وگویی با «عصر شنبه» با اشاره به نقش و رسالت هنرمندان در قبال جامعه‌شان، موسیقی ایران را به خاطر فشارهای وارد شده به این هنر، زبان اعتراض مردم دانسته و گفته است که علیرغم شهرت زیادش، مشکلاتش در ایران بیشتر از دیگر هنرمندان موسیقی است. نقش جوانان در موسیقی سنتی ایرانی نیز یکی از دیگر موضوعاتیست که در این گفت‌وگو مطرح شده است.

                       


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 1:25 :::
 روايت جديد و توهین آميزی از دلشدگان بدست صدا و سیما

جمعه شب (۴خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۱) احتمالا بيشتر عاشقان موسيقی پای تلويزيون و منتظر پخش فيلم زيبای دلشدگان بودند. اين فيلم که از معدود آثار سينما در مورد موسيقی است نگاهی به رنج فراوانی که اساتيد موسيقی در گذشته تحمل کردند تا اين گنج را از دستبرد نامحرمان مصون نگه دارند تا بتوانند آنرا بطور کامل به نسلهای بعد برسانند، دارد. زينت بخش اين مضامين زيبا صدای سحر‌انگيز استاد شجريان و موسيقی دلربای استاد عليزاده است.

                       


ادامه مطلب
::: |+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 1:17 :::
Template Redesign By Majid.Y